نشریه مطالعات مدیریت گردشگری : یک نشریه علمی با دسترسی آزاد، (دو سویه ناشناس) است ؛که از سوی دانشگاه علّامه طباطبائی بهعنوان دانشگاه پیشرو در حوزه علوم گردشگری با مجوز وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی از سال 1382 در ایران منتشر میشود. این نشریه در تاریخ1389/11/8 موفق به اخذ مجوز علمی –پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با شماره 89309/11/3/89 گردید. همچنین بر اساس آییننامه کمیسیون نشریات علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در سال 1402 موفق به اخذ رتبه علمی (الف) شده است. این نشریه به منظور فراهم نمودن فضای برای تعامل و تضارب افکار صاحب نظران و پژوهشگران با تمرکز بر مباحث مدیریت و برنامه ریزی گردشگری، جغرافیای گردشگری، اقتصاد گردشگری، جامعه شناسی گردشگری، ارتباطات و رفتار شناسی، بازاریابی و گردشگری الکترونیک، کارآفرینی و کسب و کارهای گردشگری ، رویدادها، مدیریت مقصد، مدیریت اثرات، توسعه پایدار و گردشگری مسئولانه، مشارکت و توانمندسازی جوامع محلی، هتل داری و صنعت مهمان نوازی و پذیرائی با هدف ترویج دانش نوین نظری و تجارب موفق جهانی در این زمینه به همت گروه آموزشی مدیریت گردشگری این دانشگاه شروع به انتشار کرد.
در این نشریه مقالات پژوهشی (مفهومی و کاربردی) به زبان فارسی و چکیده انگلیسی(گسترده) بهصورت الکترونیکی منتشر میشود و جهت تسهیل شناسایی و جستجو، هر مقاله شمارۀ شناسایی خاص (doi) خود را دارد.
به منظور رعایت اخلاق نشر این فصلنامه تابع قوانین «کمیته اخلاق در انتشار» (COPE) میباشد و از آییننامه اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی مینماید. همچنین نشریه با استفاده از سامانه مشابهت یابی(سمیم نور) اقدام به همانندجویی مقالات کرده و مقالاتی با میزان همانندی 15درصد باشد را می پذیرد. لازم به ذکر است همانند جویی باید به روز و بانام نویسنده مسئول باشد.
صدور گواهی پذیرش و چاپ مقالهمنحصرا منوط به در خواست مولف و دریافت نامه پذیرش ممهور به مهر با امضای سردبیر نشریه است. دریافت کننده گواهی برای اثبات اصالت آن موظف به استعلام از این نشریه میباشد.
سخن سردبیر
نزدیک به 23 سال از انتشار فصلنامه مطالعات مدیریت گردشگری به عنوان اولین نشریه دانشگاهی در زمینه گردشگری می گذرد. پایان سال 1404 هفدهمین سالی است که از اعطای درجه "علمــی – پژوهشــی" به این فصلنامــه می گذرد. در طی این سال ها هیچگاه حفظ و ارتقاء کیفیت فصلنامه از نظر شورای نویسندگان به دور نمانده و به عنوان یک هدف، دغدغه ی اصلی آنان بوده است. نتایج ارزیابی عملکرد فصلنامه توسط "کمیسیون نشریات علمی" وزارت علوم، تحقیقات و فناوی نیزگواهی بر این مدعاست. ارزیابی صورت گرفته توسط این کمیسیون نشانگر وضعیت مطلوب فصلنامه به لحاظ شاخص های شکلی و همچنین شاخص های محتوایی بوده است ، به گونه ای که موفق به کسب رتبه الف در حوزه نشریات گردشگری شده است. به مرور زمان و با توجه به فراوانی، تکراری شدن مقاله های دریافتی در برخی از حوزه های مطالعاتی از سویی شکاف های علمی و خلاء مطالعاتی در برخی از زمینه های مطالعات گردشگری، شورای نویسندگان فصلنامه مقاله هایی را در اولویت داوری قرار خواهند داد که واجد ویژگی هایی به شرح زیر باشند:
جریان سازی: زمینه سازی و معرفی محورهای جدید تحقیقاتی؛
بسط دایره مفهومی و معرفت شناسی: استحکام بخشی به نظریه های قبلی یا توسعه نظریه های جدید؛
رویکرد های نوین: نگاهی جدید به موضوع همراه با استدلال جدید؛
اصیل و بدیع بودن: عدم سطحی نگری ، نوآوری و ارزش افزوده ی علمی برونداد؛
روش شناسی جدید: بکارگیری روش های شناسی ترکیبی در تحقیق؛
بومی سازی: نظریه پردازی و ارائه الگوهایی منطبق بر فرهنگ و سرزمین ایران؛
مسئله محوری: پرداختن به مسائل مبتلابه جامعه، ماهیت کاربردی و بازار محور؛
هم افزایی میان رشته ای: بهره گیری از همکاری نویسندگانی با تخصص های مختلف؛
منابع و ماخذ: استفاده از منابع دست اول و به روز.
در همین راستا در سامانه فصلنامه در هنگام بارگذاری مقاله گزینه ای تحت عنوان "توضیحات" برای نویسندگان محترم در نظر گرفتــه شده است که نویسندگان محترم می توانند با انتخاب این گزینه دلایل مربوط به اصالت پژوهش خود شامل اصالت موضوعی، روش شناختی، زمانی، مکانی، جامعه تحقیق و دستاورد تحقیق را ذکر نمایند. همچنین لازم به ذکر است که فصلنامه مطالعات مدیریت گردشگری به منظورصیانت از مالکیت فکری و حقوق مؤلفین و حفظ اعتبار علمی فصلنامه با استفاده از سایت های مرتبط اقدام به بررسی مقالات دریافتی به منظور پیشگیری از تخلفات پژوهشی استفاده می نماید. بذل توجه و رعایت نکات فوق الذکر در تدوین و ارسال مقاله توسط نویسندگان محترم، ضمن جلوگیری از اتلاف وقت و هزینه فرصت، قطعا در پذیرش نهایی مقاله آنان تاثیرگذار خواهد بود.
چکیده گردشگری سبز بهعنوان رویکردی پایدار، بر حفظ منابع طبیعی، کاهش اثرات زیستمحیطی و ارتقای کیفیت زندگی جوامع محلی تمرکز دارد. این پژوهش با هدف بررسی اثر گردشگری سبز بر رفاه بافت تاریخی شیراز در سالهای 1390 تا 1403، از مدلهای بیزین و گشتاور تعمیمیافته بهره برده است. نتایج نشان میدهد از میان نه متغیر بررسیشده، سه عامل «زیرساخت حملونقل»، «سطح تحصیلات» و «آگاهی و آموزش محیطزیستی» بیشترین تأثیر را داشتهاند. «زیرساخت حملونقل» با احتمال 0.9805 مهمترین عامل در بهبود دسترسی و کیفیت زندگی بوده است. همچنین، «سطح تحصیلات» با احتمال 0.6724 و «آگاهی محیطزیستی» با 0.5324 اثر مثبت و معناداری بر رفاه دارند. در بعد اقتصادی، «تولید ناخالص داخلی» با احتمال 0.1922 بیشترین نقش را داشته و افزایش یکدرصدی آن موجب رشد 3.82 درصدی رفاه شده است. نوآوری پژوهش، بررسی همزمان ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیستمحیطی در چارچوب گردشگری سبز است.
چکیده حکمروایی نقشی حیاتی و تعیینکننده در تحقق توسعه هوشمند مقاصد گردشگری روستایی ایفا میکند. زیرا حکمروایی اثربخش نهتنها جهتدهنده سیاستها، برنامهها و تصمیمگیریهای کلان است، بلکه تضمینکننده عدالت اجتماعی، شفافیت نهادی و کارآمدی فرآیندهای اجرایی در مسیر توسعه پایدار و هوشمند مقاصد گردشگری روستایی بهشمار میرود. مطالعه حاضر در پی آن است با تحلیل اداراک ساکنین مقاصد گردشگری روستایی از مولفه های حکمروایی هوشمند شناخت تازهای را به حوزه نوظهور حکمروایی مقاصد گردشگری هوشمند اضافه کند. روش تحقیق توصیفی تحلیلی است. در این مطالعه 10 روستای هدف گردشگری استان قم بررسی شد. گردآوری اطلاعات به روش پیمایشی با ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام گردید. بر اساس مدل کمیسیون اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد «سطح هوشمندی حکمروایی مقاصد گردشگری روستایی» ذیل هشت بعد با 33 شاخص در طیف لیکرت کمی شد. واحد تحلیل 200 سرپرست خانوار روستایی بود که به روش تصادفی انتخاب و در تکمیل ابزار تحقیق همکاری نمودند.
چکیده هدف پژوهش شناسایی ابعاد تجربه بهیادماندنی گردشگران در اقامتگاههای بومگردی شهرستان اصفهان است. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی و از نوع پیمایشی با رویکرد اکتشافی آمیخته میباشد. در مرحله کیفی، ابعاد تجربه بهیادماندنی گردشگران در اقامتگاههای بومگردی از طریق تحلیل مضمون شناسایی شد. دادهها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 17 گردشگر دارای اقامت در اقامتگاههای بومگردی، با روش نمونهگیری هدفمند جمعآوری و با نرمافزار MAXQDA تحلیل شد، که در مجموع 31 کد، 7 مقوله و 3 مضمون شناسایی شد. در مرحله کمی، جهت تأیید ساختار، پرسشنامهای مبتنی بر کدهای استخراجشده طراحی و بین ۳۱۰ گردشگر توزیع شد. دادهها با نرمافزار SPSS و روش تحلیل عاملی اکتشافی تحلیل شدند. نتایج نشان داد تجربههای بهیادماندنی گردشگران در اقامتگاههای بومگردی دارای ساختاری هفت بعدی شامل «اصالت زندگی محلی و سنتی»، «لذتهای حسی محلی»، «حس تازگی و رهایی از روزمرگی»، «تعامل اجتماعی و یادگیری»، «تجربه پایداری»، «حس نوستالژیک»، و «ماندگارسازی خاطرات» است.
چکیده همرقابتی بهعنوان شکلی از همکاری و رقابت هم زمان میان رقبا، رویکردی کلیدی برای خلق ارزش در صنعت مهمانپذیری است. این پژوهش با هدف پرکردن خلأ نظری در طراحی آمیخته بازاریابی در محیطهای همرقابتی، با استفاده از رویکرد کیفی استقرایی و تحلیل مطالعه موردی چندگانه از دوازده نمونه برجسته، چارچوبی نوظهور را استخراج کرد. یافتهها منجر به تدوین مدل آمیخته بازاریابی همرقابتی (7Co‑M‑M) شامل هفت بُعد بههمپیوسته شد: قراردادهای مشترک، منابع مشترک، محصول مشترک، توزیع مشترک، ترفیع مشترک، قیمتگذاری مشترک و مشتریگرایی مشترک. این ابعاد در ساختاری سلسلهمراتبی عمل میکنند که در آن قراردادها و منابع مشترک بهعنوان زیرساختهای بنیادین، ابعاد عملیاتی را تقویت کرده و در نهایت به قیمتگذاری هماهنگ بهعنوان خروجی سیستمی و مشتری گرایی مشترک بعنوان پیامد هم افزا منجر می شود. پژوهش حاضر با ارتقای منطق بازاریابی از سطح بنگاه به سطح اکوسیستم، الگوی تجربی جامعی برای هدایت مدیران و توسعه تحقیقات آتی ارائه میدهد.
چکیده گردشگری سیاه به بازدید از مقاصد مرتبط با مرگ، فاجعه و رنج میپردازد. این پژوهش با روش علمسنجی و خوشهبندی موضوعی، الگوها، شکافهای پژوهشی و موضوعات نوظهور را تحلیل کرده است. دادهها شامل ۱۲۹۳ منبع (کتاب، مقاله و فصل کتاب) از پایگاه اسکوپوس در بازه ۱۹۸۸ تا ۲۰۲۵ بوده و با نرمافزار VOSviewer مورد تحلیل همرخدادی واژگان قرار گرفتهاند. یافتهها نشان میدهد واژگان «گردشگری سیاه»، «میراث فرهنگی» و «مرگ» بیشترین تکرار و قدرت پیوند را دارند. همپوشانی واژگانی تحولات زمانی را آشکار میسازد؛ مفاهیمی چون پایداری، حافظه جمعی و رفاه از سال ۲۰۲۰ به بعد برجستهتر شدهاند. پژوهشهای موجود عمدتاً بر رویدادهای خاص متمرکزند و از مقایسه بین مقاصد غفلت کردهاند. شکافهای اصلی شامل کمبود تحقیقات کیفی، بیتوجهی به ابعاد اخلاقی و زیستمحیطی، و نقش محدود فناوری دیجیتال است. موضوعات نوظهور نیز گردشگری سیاه در عصر دیجیتال، اثرات تغییر اقلیم، سلامت روان، حقوق انسانی و شهرنشینی را در بر میگیرند.
کیوان فرسنداج، هما درودی، فیروزه حاجی علی اکبری، علی شهنواز
چکیده عدم استفاده از ظرفیتهای بومگردی در ایران، با وجود جاذبههای متعدد زیستی، فرهنگی و تاریخی، موجب هدررفت سرمایههای ملی شده است. هدف این پژوهش شناسایی نقاط ضعف و چالشهای میان مراکز بومگردی، بازاریابی دیجیتال و تبلیغات رسانهای به منظور تقویت فرآیند جذب گردشگر است. پژوهش با رویکرد کیفی و نظریه دادهبنیاد انجام شد. دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۴ نفر از خبرگان به روش نمونهگیری هدفمند جمعآوری و با کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. پایایی ۰.۷۶ و روایی همگرا ۰.۸۳ تأیید شد. یافتهها سه مؤلفه جدید «فراواقعیت رسانهای»، «طراحی رسانه برای تعامل» و «غنیسازی تعامل» را به مدل ارتباطاتی بازاریابی دیجیتال معرفی کردند. نتایج نشان میدهد استفاده از فناوریهای نوین دیجیتال، بهروزرسانی مستمر محتوا و تعامل جذاب از مؤلفههای پرتکرار تأثیرگذار هستند که پیامدهایی چون افزایش رضایتمندی گردشگران بوم گردی، افزایش تعامل در رسانه های اجتماعی، وبهبود نرخ بازگشت گردشگران بوم گردی را به همراه دارند.
محبوبه خادم نعمت اللهی، رضا اشرف گنجویی، عباس شاکری
چکیده صنعت گردشگری در رشد اقتصادی نقش دارد. در شرایط اطمینان، گردشگری پایدارتر است، در نااطمینانی، نوسان در رفتار گردشگران افزایش مییابد. این مطالعه تأثیر نااطمینانی بر تقاضای گردشگری در ایران با استفاده از دادههای ۱۳۹۰- ۱۴۰۳ و رگرسیون فازی بررسی میکند. این مدل با برآورد پهنای چپ، وسط و راست برای هر متغیر برآورد میکند. متغیرها تورم، رشد و سرانه تولید ناخالص داخلی، ثبات سیاسی، تراز مالی، باز بودن تجاری، شاخص توسعه مالی و دموکراسی هستند. نتایج نشان میدهد که ثبات سیاسی (0.746)، باز بودن تجاری (0.113)، رشد اقتصادی (1.142e-09) و تورم (0.53) تأثیر بر تقاضای گردشگری مذهبی دارند. بازبودن تجارت (11- e5.01)، رشد اقتصادی (11- e3.98) و تولید ناخالص داخلی سرانه (11- e4.255) مهمترین عوامل در تقاضای گردشگر غیرمذهبی هستند، تورم (10- e1.45) و ثبات سیاسی (0.808) و بازبودن تجارت (11- e5.01) اثرات متفاوتی نشان میدهند. این یافتهها بر اهمیت مدیریت نااطمینانی برای توسعه گردشگری تأکید دارند.
چکیده این پژوهش با هدف تبیین نقش فناوری بلاکچین در شخصیسازی تجربه مهمان در هتلهای تهران انجام شد. از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی است و با روش فراترکیب مبتنی بر چارچوب سندلوسکی و باروسو (۲۰۰۳) انجام گرفت. در جستجوی نظاممند، ۶۲ مقاله از میان ۵۰۰ سند اولیه انتخاب شد. همچنین ۱۳ مصاحبه نیمهساختاریافته با مدیران هتل، متخصصان بلاکچین و کارشناسان گردشگری با نمونهگیری هدفمند انجام و با تحلیل مضمون براساس رویکرد براون و کلارک و با کمک NVivo تحلیل گردید. یافتهها نشان داد بلاکچین از طریق سه بُعد ادراکی و احساسی مهمان، فناورانه و ساختاری ـ فرآیندی موجب افزایش اعتماد، امنیت، کارایی و تطابق خدمات با نیازهای فردی میشود. باوجود چالشهایی همچون هزینههای بالا و فقدان قوانین شفاف، پیادهسازی تدریجی بلاکچین میتواند به توسعه تجربههای شخصیسازیشده و ایجاد مزیت رقابتی برای هتلهای تهران منجر شود.
سارا پارساپور، مریم رسول زاده، رضا رضوانی پرکند، جواد براتی
چکیده گردشگری آبی بهعنوان رویکردی نوین توسعه گردشگری، با تکیه بر منابع و سازههای آبی، میتواند در تنوعبخشی اقتصاد منطقهای، ایجاد اشتغال و توسعه پایدار، بهویژه در مناطق خشک مؤثر باشد. استان خراسان جنوبی با محدودیتهای آبی، دارای سازهها و جاذبههای متنوع است که بخش قابل توجهی از ظرفیت آنها مغفول مانده است. هدف پژوهش، شناسایی شاخصهای مؤثر در پتانسیل گردشگری آبی و اولویتبندی مناطق مستعد استان با تأکید بر سازههای آبی است. دادهها از طریق مطالعات اسنادی، آمار رسمی، بازدید میدانی و نظرخواهی از ۳۰ کارشناس جمعآوری شد. شاخصها با رویکرد فازی وزندهی و مناطق با تاپسیس فازی رتبهبندی شدند. نتایج شش منطقه شامل ابتدای جاده بند امیرشاه، سد مخزنی نهرین، سد مخزنی فرخی، چشمه آبگرم دیگ رستم، آبگیر طبیعی گواب خوسف و سد مخزنی سیاهو بهعنوان اولویتهای برتر گردشگری آبی شناسایی شدند. یافتهها مبنای علمی برنامهریزی و توسعه هدفمند گردشگری آبی در استان و مناطق خشک کشور است.
چکیده گردشگری پزشکی بهعنوان یکی از حوزههای مهم و در حال رشد صنعت گردشگری در ایران، در مواجهه با تحریمهای بینالمللی با چالشها و فرصتهای متعددی روبهرو بوده است. این پژوهش به تحلیل عوامل کلیدی موفقیت گردشگری پزشکی ایران در بافت چالشبرانگیز تحریمهای بینالمللی میپردازد. با بهکارگیری یک روش ترکیبی نوآورانه (دلفی فازی و DANP) و نظرات خبرگان، پنج عامل حیاتی شناسایی و اولویتبندی شدند: ۱) زیرساختهای پزشکی و درمانی (با بیشترین اثرگذاری سیستمی)، ۲) کیفیت خدمات درمانی، ۳) تأثیر تحریمها بر تأمین تجهیزات، ۴) برندینگ و تبلیغات بینالمللی و ۵) شبکه بیماران خارجی. یافتهها نشان میدهند که با وجود محدودیتهای تحریمی، تمرکز استراتژیک بر تقویت زیرساختهای پزشکی و درمانی و بهکارگیری راهحلهای بومی میتواند آثار منفی را کاهش داده، به توسعه این صنعت کمک کند. این مطالعه چارچوبی یکپارچه ارائه میدهد که میتواند مبنای تصمیمگیری مدیران و سیاستگذاران برای تخصیص بهینه منابع و تدوین استراتژیهای عملی باشد.
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی گونههای نوظهور گردشگری، روندهای کلیدی و مفاهیم نوین مرتبط با توسعه بازار گردشگری ایران، بهویژه پس از پاندمی، بر اساس رویکرد کیفی و تفسیری استقرایی با استفاده از مرور سیستماتیک در بازه زمانی ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۵ انجام گرفت. جستجوی کلیدواژهها در پایگاههای اسکوپوس و وب آو ساینس همراه با جستجوی معنایی مبتنی بر هوش مصنوعی انجام شد. از بین ۱۱۰۳۲ مقاله، پس از پالایش، ۵۳ مقاله با چارچوب علمی SPAR-4-SLR جمعآوری و به روش تحلیل تماتیک کدگذاری شدند. یافته ها نشان دادند که گونههای نوظهور شامل گردشگری پایدار و محیط زیستی، دیجیتال - هوشمند، سلامت و درمان، فرهنگی - مذهبی، تجربی، خاص و موضوعی، جامعهمحور نوآورانه و گردشگری زمین هستند. روندهایی مانند دیجیتالیشدن، افزایش توجه به سلامت، گردشگری داخلی، بلیژرتوریسم، گردشگری آهسته، معنوی و همآفرینی نیز اهمیت یافتهاند. بر همین اساس توسعه بازار گردشگری ایران نیازمند پذیرش و سازگاری با گونهها و روندهای نوظهور است.
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدلی نظاممند از کاربرد فناوریهای هوشمند در مقصدهای زیارتی است. پژوهش حاضر با روش فراترکیب و بر پایه پروتکل سندلوسکی و باروسو انجام شد. بدین منظور، ۱۸ مقاله معتبر از پایگاههای اسکوپوس، وبآوساینس و گوگلاسکالر در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۵ مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها نشان داد که کاربرد فناوریهای هوشمند در سه سطح خرد، میانی و کلان قابل دستهبندی است. در سطح خرد، فناوری همزمان هم موجب تسهیل سفر، شخصیسازی تجربه و افزایش رضایت زائر میشود و هم ممکن است به کمرنگشدن جنبههای معنوی و فردیشدن زیارت بینجامد. در سطح میانی، فناوری به عنوان ابزاری ضروری برای مدیریت جمعیت، افزایش ایمنی و بهبود خدماترسانی در مقصدهای زیارتی عمل میکند. در سطح کلان، فناوری میتواند به توسعه اقتصادی، گسترش دسترسی عادلانه و تعاملات فراملی کمک کند؛ اما در عین حال، خطر تغییر ماهیت زیارت و کمرنگشدن ابعاد معنوی آن را نیز به همراه دارد.
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی ساخت مراکز اقامتگاهی گردشگری جنگ با تأکید بر ارزشهای دفاع مقدس انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف در حیطه پژوهشهای کاربردی قرار میگیرد. پژوهش حاضر کیفی و از نوع اکتشافی است. برای گردآوری و تحلیل دادهها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. جامعه مشارکتکنندگان شامل خبرگان و افراد مجرب در حوزه گردشگری جنگ، مدیران مرتبط، اساتید دانشگاهی فعال در این حوزه، راهنمایان تورهای جنگ و راویان یادمانها بود که از میان آنان ۱۸ نفر به شیوه نمونهگیری هدفمند انتخاب و تا رسیدن به اشباع نظری مورد مصاحبه قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل دادهها با روش تحلیل مضمون صورت گرفت. نتایج نشان داد پنج مقوله اصلی شامل عوامل زیرساختی، عوامل مدیریتی، عوامل ارزشی، آموزش و آگاهیبخشی، و عوامل محیطی در ساخت مراکز اقامتگاهی گردشگری جنگ با توجه به ارزشهای دفاع مقدس تاثیرگذار میباشند.
چکیده بخش گردشگری یکی از بخشهای بزرگ و در حال رشد سریع در جهان است. با توجه به اهمیت صنعت گردشگری، بررسی عواملی که گردشگری ورودی را به خود جلب میکند، همواره مورد توجه محققان بوده است. در این زمینه، بررسی نقش آزادی اقتصادی در توسعه بخش گردشگری از اهمیت حیاتی در ادبیات برخوردار است. بر این اساس، این پژوهش به دنبال بررسی اثر آزادی اقتصادی بر توسعه گردشگری در کشورهای منتخب عضو سازمان کنفرانس اسلامی (OIC) طی دوره زمانی 2020-2006 با استفاده از روش خود توضیح برداری تابلویی بوده است. نتایج نشان میدهد که اثر آزادی اقتصادی بر توسعه گردشگری، مثبت و معنیدار است. از این رو سیاستگذاران باید افزایش آزادی اقتصادی را به عنوان وسیلهای برای تقویت صنعت گردشگری (افزایش ورود گردشگران بینالمللی) در اولویت قرار دهند.
سید محمد کاشف، محسن بهنام، سیده صفورا شریفی، احد شهابی آذر
چکیده تحولات فناورانه و گسترش شبکههای اجتماعی در سالهای اخیر، الگوهای سنتی اعتماد و مشروعیت در صنعت گردشگری را دگرگون ساخته و زمینهساز شکلگیری مفهوم اعتباربخشی دیجیتال مقاصد گردشگری شده است. در این چارچوب، مشروعیت مقاصد دیگر صرفاً از طریق نهادهای رسمی یا تبلیغات سازمانی شکل نمیگیرد، بلکه در بستر تعاملات دیجیتال و ادراکات کاربران بازتولید میشود. هدف پژوهش حاضر، تبیین نقش شبکههای اجتماعی در اعتباربخشی دیجیتال مقاصد گردشگری با تأکید بر نقش میانجی تصویر ذهنی مقصد است.این پژوهش از منظر هدف، کاربردی و از نظر روششناسی، توصیفی-همبستگی با رویکرد کمی و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری انجام شده است.جامعه آماری شامل گردشگران ورزشی ایرانی است که در سال ۱۴۰۴ با استفاده از شبکههای اجتماعی برای سفر به منطقه شمالغرب ایران کسب اطلاعات کردهاند. دادهها از طریق ۳۸۳ پرسشنامه معتبر گردآوری و با بهرهگیری از نرمافزارهای SPSS 26 ، Smart PLS 3 و Amos 24 مورد تحلیل قرار گرفت.
چکیده این پژوهش با هدف طراحی مدل توسعه اقتصاد دریامحور با رویکرد گردشگری در جزیره کیش انجام شد. روش پژوهش کاربردی-توسعهای و از نوع آمیخته اکتشافی بود. جامعه آماری شامل ۱۲ خبره (۶ نظری و ۶ تجربی) بود که به روش هدفمند انتخاب شدند. دادههای کیفی از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته و تحلیل آنها با روش نظریه دادهبنیاد اشتراوس و کوربین و نرمافزار MAXQDA صورت گرفت. سپس شاخصها با روش دلفی فازی و نرمافزار MATLAB غربالگری شدند. نتایج نشان داد که شرایط علی (رقابتپذیری، سرمایهگذاری، حکمرانی و پایداری) بر پدیده محوری (استراتژی توسعه اقتصاد دریامحور) تأثیر میگذارند. این پدیده به همراه شرایط زمینهای (نهادی-حقوقی و اجتماعی-فرهنگی) و مداخلهگر (محدودیتهای محیطی)، منجر به راهبردها و اقدامات (استراتژی مقصدسازی گردشگری دریایی) میشود. در نهایت، این راهبردها پیامدهایی شامل ارزشآفرینی اقتصادی، تحول اجتماعی-حکمرانی و پایداری زیستبومی را به دنبال دارند.
چکیده گردشگری یکی از مهمترین اشکال مصرف فرهنگی، بازتابی از عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. این پژوهش با بهرهگیری از چارچوب ترکیبی از نظریههای تمایز بوردیو، مبادله و اقتصاد تجربه، نقش سرمایه اقتصادی و فرهنگی را در شکلدهی الگوهای سفر بررسی کرد. مطالعه با رویکرد کمی و روش پیمایش انجام شد. جامعه آماری شامل شهروندان بزرگسال کشور بود و نمونهای ۱۱۴۷ نفری از ۳۱ استان با نمونهگیری چندمرحلهای انتخاب شد. دادهها با پرسشنامه محققساخته گردآوری و با آزمونهای آماری تحلیل شد. نتایج نشان داد الگوهای سفر پاسخگویان عمدتاً داخلی، خانوادگی و مبتنی بر خودرو شخصی است. بین سرمایه اقتصادی و فرهنگی با نوع مقصد، شیوه حملونقل و نوع اقامت رابطه معنادار مشاهده شد و افراد دارای سرمایه بالاتر، سفرهای متنوعتر و خدمات رسمی بیشتری را برگزیدند. در مجموع، رفتار گردشگری بازتاب موقعیت اجتماعی و دسترسی به منابع است و توجه به نابرابریها میتواند به توزیع متوازنتر فرصتهای سفر کمک کند.
چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل سازوکارهای اثرگذار بر ایجاد انسداد سازمانی ادراک شده در کسبوکارهای گردشگری و مهماننوازی انجام شده است. این مطالعه از نظر هدف یک مطالعه کاربردی- توسعهای و به لحاظ روش، یک مطالعه کیفی است و با استفاده از روش نظریهپردازی دادهبنیاد اجرا گردیده است. مشارکتکنندگان را کارکنان صنعت گردشگری و مهماننوازی استان فارس تشکیل میدهند و دادههای لازم از طریق مصاحبه گردآوری گردیده اند. یافته ها نشان میدهد نگرشها و ادراک افراد، ضعف مهارتی- رفتاری افراد، ویژگیها و اقدامات مدیران و ضعف نظام مدیریت منابع انسانی سازمان، مهمترین علل پیدایش انسداد سازمانی ادراک شده در کسبوکارهای گردشگری و مهماننوازی هستند. به علاوه، شکاف انتظاری کارکنان، رواج رفتارهای ضدشهروندی در سازمان، ویژگیهای ساختاری سازمان، ویژگیهای فرهنگی سازمان و ویژگیهای مشاغل و وظایف کاری نیز بستر شکلگیری این پدیده را ایجاد میکنند. عوامل شخصی (فردی) کارکنان و عوامل محیطی نیز تاثیر اقتضایی بر انسداد سازمانی ادراک شده دارند.
چکیده امروزه فناوریهای هوشمند فضاهای گردشگری را متحول کرده و ادراک محیطی گردشگران را گستردهتر ساختهاند. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر ادراک محیطی در فضاهای گردشگری هوشمند و ارائه چارچوبی یکپارچه برای تبیین سازوکارهای شکلگیری آن انجام شد. مطالعه با روش فراترکیب ساندولوسکی و باروسو و بر اساس مقالات منتشرشده بین سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ در منابع فارسی و ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ در منابع انگلیسی صورت گرفت. در مجموع ۳۱ مقاله با شیوه نظامند انتخاب شد و دادهها از طریق استخراج نظاممند اطلاعات و کدگذاری باز و محوری تحلیل گردید. نتایج نشان داد ادراک محیطی گردشگران تحت تأثیر هشت مقوله اصلی است: ادراک فناورانه محیط هوشمند،ادراک تعاملی و دیجیتال،ادراک شناختی و اطلاعاتی محیط،ادراک تجربهمحور،ادراک حسی-فضایی محیط،ادراک روانشناختی و عاطفی،ادراک اجتماعی و مدیریتی مقصد و ادراک پیامدهای ارزشی و رفتاری.خروجی پژوهش چارچوبی مفهومی ارائه میکند که تعامل عوامل ادراکی، حسی و فناورانه را در شکلگیری ادراک محیطی توضیح میدهد.
چکیده هدف این پژوهش، بومیسازی مقیاس کیفیت تجربه مشتری (EXQ) کلاوس و ماکلان (2012) در بستر کافهها و ارائه مدلی برای ارزیابی کیفیت تجربه مشتری مختص زنان است. برای نیل به این مقصود از روش پژوهش آمیخته استفاده شد. در مرحله کیفی برای گردآوری دادهها از مصاحبه نیمهساختاریافته با ده تن از خبرگان استفاده شد. در مرحله کمی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و به صورت برخط، در جامعهای مشتمل بر مشتریان زن کافههای محله ایرانشهر تهران و با حجم نمونه 221 نفر اطلاعات جمع آوری شد. دادهها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی تجزیه و تحلیل شدند. در تحلیل عامل اکتشافی توسط نرمافزار SPSS26 هشت بعد شناسایی گردید و در تحلیل عاملی تاییدی با استفاده از نرمافزار Smart PLS3 روایی، پایایی و برازش مدل تأیید شد.. بنابراین مدل EXQ در بسترکافهها و درحوزه مشتریان زن از 4 بعد به 8 بعد توسعه یافت.
چکیده هدف پژوهش، مدلسازی روابط علّی میان محرکهای چندحسی، ویژگیهای فضاییـمعمارانه، مؤلفههای ادراکیـاحساسی و فرهنگیـاجتماعی با حس تعلق به مکان در بافت تاریخی یزد است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر راهبرد اکتشافی است و با استفاده از روش نگاشت شناختی فازی انجام شد. دادهها از طریق قضاوت ۱۷ خبره گردآوری و ۱۵ مفهوم در چهار لایه تحلیلی شناسایی شد. یافتهها نشان داد شبکه نهایی شامل ۵۲ رابطه مستقیم با تراکم ۰.۲۴۸ است و مؤلفههای «مصالح بومی و شیوه ساخت»، «سازمان فضایی درونگرا» و «حس اصالت و هویت» بیشترین مرکزیت را دارند. نتایج شبیهسازی نیز نشان داد فرسایش لایههای فضاییـمعمارانه و فرهنگیـاجتماعی بیشترین اثر کاهنده را بر حس تعلق دارد. نتیجه پژوهش بیانگر آن است که تقویت حس تعلق در یزد مستلزم صیانت همزمان از ماده، فضا، معنا و تعامل اجتماعی است.
چکیده موضوع آموزش و تفسیر، یکی از راهبردهای اساسی در توسعه ژئوتوریسم به شمار میرود. این پژوهش با هدف تحلیل روشها و ابزار تفسیر و آموزش در ژئوتوریسم و ارزیابی تاثیرات آن، انجام شده است و با توجه به تعدد پژوهشهای بینالمللی در این حوزه، از روش مرور سیستماتیک پژوهشهای پیشین، برای رسیدن به این هدف استفاده شده است. مقالات منتشر شده در پایگاه اسکوپوس در بازه زمانی 2004 تا 2026 که به موضوع تفسیر و آموزش در ژئوتوریسم مرتبط بود، استخراج و در چارچوب PRISMA، غربالگری و پالایش شده و نهایتا 23 مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شد. نتایج نشان می دهد که روشهای تفسیر، ترکیبی از روشهای فیزیکی و دیجیتال و مراکز تفسیر بوده اما از نظر سادهسازی علمی، جذابیت و توجه به موضوع پایداری، چندان کیفیت مطلوبی نداشتند. با این حال دارای تاثیرات مثبتی بر افزایش دانش گردشگران و موضوع حفاظت بودند.
فرزانه آذری یکتا، ولی محمد درینی، هادی مولودیان، یزدان شیرمحمدی
چکیده هدف پژوهش، طراحی و تبیین الگوی پادشکنندگی صنایع خلاق فرهنگی با تمرکز بر اقامتگاههای بومگردی ایران است. تحقیق با رویکرد کیفی اکتشافی و با استفاده از استراتژی نظریه دادهبنیاد و گردآوری داده ها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام شد. جامعه تحقیق شامل مدیران و کارآفرینان اقامتگاههای بومگردی با حداقل سه سال سابقه فعالیت بود. نمونهگیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد که منجر به ۱۲ مصاحبه در ۸ استان شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل دادهها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی با استفاده از نرمافزار MAXQDA انجام شد. اعتبارسنجی اولیه روابط از طریق تکنیک کدگذاری اندازه یاب و همبستگی پیرسون انجام شد. بر اساس تحلیل کیفی، 35 فرضیه نظری پیشنهاد شد. مدل نهایی نشان داد، اقامتگاههای بومگردی ایران، با اتکا بر سرمایه های فرهنگی و فکری در پاسخ به تلاطمهای محیطی، قابلیتهای پادشکنندگی را توسعه داده و به پایداری دست مییابند.
چکیده جذابیت بسیاری از مقاصد گردشگری در سراسر جهان، مستقیماً به هماهنگی سفر گردشگران با اوج زیبایی مراحل ظهورشناسی فصلی بویژه تغییرات رنگ گیاهان وابسته است. پژوهش حاضر به تحلیل نقش رنگ در مراحل ظهورشناسی درختان چنار در باغ پهلوانپور مهریز یزد به منظور ارائه تقویم بهینه گردشگری طبیعت پرداخته است. روش پژوهش به دو شیوه توصیفی و کمی (سری زمانی عکسبرداری) است. طیف عکس برگ و میوه درخت چنار تهیه شد و رنگ در سیستم RGB آنالیز شد. نتایج نشان داد که در اوایل بهار برگ های تازه به رنگ سبز و در ماه های مهر، آبان و آذر بدیل تغییر رنگ برگ ها از سبز به زرد و قهوه ای، طیف رنگی بیشتری مشاهده شده است. با توجه به نمودار کمی تغییرات رنگ ، طول دوره تغییر رنگ برگ ها حدود 2 ماه و 20 روز است که حاکی از فرصت کافی برای بازدید گردشگران است.
چکیده این پژوهش با هدف تبیین نقش ابعاد گردشگری خلاق بر شکلگیری تجربههای تحولآفرین گردشگران انجام شد. در چارچوب نظری تحقیق، ابعاد مشارکت فعال، اصالت تجربه، توسعه شخصی و تعامل اجتماعی بهعنوان مؤلفههای کلیدی گردشگری خلاق در نظر گرفته شدند تا چگونگی اثرگذاری آنها بر فرایندهای تحول فردی گردشگران تبیین شود. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی–تحلیلی است. دادهها از طریق پیمایش و با استفاده از پرسشنامه محققساخته از گردشگران گردآوری شد. جامعه آماری شامل گردشگرانی بود که با انگیزههای خلاقانه از مقاصد گردشگری مازندران بازدید کردند و نمونهگیری به روش در دسترس انجام گرفت. دادهها پس از گردآوری با بهرهگیری از تحلیل عامل تاییدی برای بررسی روابط بین متغیرها تحلیل شد. یافتهها نشان داد گردشگری خلاق نقشی معنادار در شکلگیری تجربههای تحولآفرین ایفا میکند و هر چهار بعد آن در تقویت ابعاد مختلف این تجربهها مؤثرند.
چکیده پژوهش حاضر در پاسخ به ناپایداری توسعه گردشگری سلامت در صورت غفلت از زنجیره ارزش و ملاحظات منابع انسانی انجام شد، چرا که فشار مضاعف بر کادر درمان میتواند کیفیت و تداوم خدمات سلامت را تهدید کند. هدف، تبیین سازوکار بهینه گردشگری سلامت با تأکید بر نگهداشت کادر درمان در شهر اصفهان است. این پژوهش کیفی و اکتشافی، با تحلیل مضمون و مصاحبه نیمهساختاریافته با ۵۸ خبره حوزه سلامت، گردشگری و مهاجرت در اصفهان (نمونهگیری هدفمند تا اشباع نظری) انجام شد. یافتهها نشان داد سازوکار بهینه گردشگری سلامت در قالب پنج مضمون اصلی بههمپیوسته، در یک الگوی پویای دولایه قابل تبیین است که در تعامل دوسویه، زنجیره ارزش خدمات سلامت را ارتقا میدهند. در این الگو، سرمایه انسانی سلامت یک نهاده جانبی نیست بلکه رکنی مولد در زنجیره ارزش است؛ این الگو میتواند مبنای سیاستگذاری شهری برای توسعه همزمان گردشگری سلامت و نگهداشت کادر درمان در اصفهان قرار گیرد.
چکیده این پژوهش با هدف تبیین تأثیر قابلیتهای دیجیتال گردشگران، شامل دسترسی به فناوری اطلاعات و ارتباطات و سواد دیجیتال، بر تصویر ذهنی مقصد با نقش میانجی کیفیت تجربه گردشگری انجام شد. پژوهش کاربردی، توصیفی ـ همبستگی و پیمایشی است. جامعه آماری، گردشگران بازدیدکننده از منظر فرهنگی میمند بودند که از میان آنان ۴۶۳ پرسشنامه معتبر به روش در دسترس گردآوری شد. دادهها با مدلسازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی در SmartPLS تحلیل شدند. یافتهها نشان داد دسترسی به فناوری و سواد دیجیتال بر کیفیت تجربه گردشگری اثر مثبت و معنادار دارند و کیفیت تجربه نیز تصویر ذهنی مقصد را تقویت میکند. با وجود این، اثر مستقیم دسترسی به فناوری بر تصویر مقصد معنادار نبود و اثر مستقیم سواد دیجیتال منفی و معنادار به دست آمد. بنابراین، قابلیتهای دیجیتال زمانی به بهبود تصویر مقصد کمک میکنند که تجربه گردشگر را ارتقا دهند.
چکیده گردشگری طبیعتمحور در مناطق حفاظتشده، بدون توجه به ظرفیت محیطی، میتواند عملکرد بومشناختی سیمای سرزمین را مختل کند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی توان توسعه گردشگری و عملکرد بومشناختی سیمای سرزمین در منطقه حفاظتشده قالیکوه انجام شد. معیارهای مؤثر بر توان گردشگری در ابعاد فیزیکی، زیستی، سیمای سرزمین و اجتماعی-اقتصادی با استفاده از تصمیمگیری چندمعیاره و منطق فازی وزندهی و استانداردسازی شدند. سپس توان گردشگری در دو زون گسترده و متمرکز در پنج طبقه ارزیابی شد. شاخصهای ECI، EFA و BEI برای سالهای 2010 و 2025 محاسبه شدند. نتایج نشان داد بعد سیمای سرزمین و شاخص چشماندازها و جاذبهها بیشترین اهمیت را دارند. حدود 88 درصد از زون گسترده و 94 درصد از زون متمرکز در طبقات توان خیلی کم تا متوسط قرار گرفتند. همچنین ECI و EFA کاهش و BEI افزایش یافت. یافتهها بر ضرورت توسعه گردشگری مبتنی بر ظرفیت، کنترل بهرهبرداری و حفاظت از کریدورهای بومشناختی تأکید دارند.
چکیده این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش جزء تحقیقات کیفی و کمی است. تحلیلهای بخش کتاب سنجی مربوط به بخش کیفی و تحلیل های شبکه عصبی مربوط به بخش کمی می باشد روش بررسی کتاب سنجی سیستماتیک با نرم افزار VOSviewer و زبان برنامه نویسی R انجام شد. سه خوشه اصلی در بخش تجزیه و تحلیل هم رخدادی واژگان شناسایی شد، که شامل: (1) نوآوری در جاذبه های گردشگری رویداد (2) درگیری ذهنی نسبت به دلبستگی مقصد گردشگری رویداد (3) تجربیات گردشگری رویداد در رسانه های اجتماعی. در بخش کمی پس از نتایج چارچوب TCM-ADO در تحلیل های شبکه عصبی روی خوشهها برای پیشبینی قصد بازدید مجدد گردشگری رویداد انجام شد. نتایج حاکی از آن است که متغیرهای رسانه های اجتماعی، تجربه و جاذبه های گردشگری، رضایت، وفاداری، نگرش های، درگیری ذهنی و وابستگی به محل برقصد بازدید مجدد اثرگذار می باشد.
چکیده سفر برای درمان و بازیابی توان، یکی از مهم ترین اهداف گردشگری است. یکی از شاخه های گردشگری سلامت، گردشگری پیش گیرانه است، که در آن، سفر به منظور استفاده از منابع طبیعی با هدف جلوگیری از بروز بیماری جسمی و روحی انجام می گیرد. مقاله حاضر، با تکیه بر فرآیند برنامه ریزی راهبردی و فنونِ پیشنهادی، با هدف اساسی شناسایی و اولویت بندی راهبردهای مناسب گردشگری چشمه های معدنی رامسر، تدوین شده است. تحقیق حاضر بر مبنای نتیجه، از نوع کاربردی و به لحاظ ماهیت تحقیق، از نوع توصیفی موردی است و با توجه به ویژگی آزمایشی و یا غیرآزمایشی ۰/ بودنِ تحقیقات، غیرآزمایشی پیمایشی محسوب می شود. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه، با ضریب پایایی ۸ بوده است و جامعه آماری تحقیق حاضر را، تعداد ۵۴ نفر از متخصصین، مسئولین و خِبرگان بومی در حوزه گردشگری شهرستان رامسر تشکیل دادند. برای تعیین حجم نمونه، به دلیل استفاده از سرشماری، تمامی جامعه آماری که ۵۴ نفر ۳( و ماتریس ارزیابی عوامل خارجی / می باشند، به عنوان نمونه استفاده می شوند. نتایج ماتریس ارزیابی عوامل داخلی ) ۲۶ ۳( بدست آمد. با به کارگیری ابزار سوات راهبردهای چهارگانه تعیین شدند و با استفاده از ماتریس عوامل داخلی و /۴۵( خارجی موقعیت راهبردی گردشگری چشمه های معدنی رامسر مشخص گردید. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که، راهبردهای تهاجمی توسعه، مناسب ترین روش مدیریت مؤثر فعالیت ها و عملکردها است و نیز با استفاده از ماتریس برنامه ریزی راهبردی کمّی ، بهترین راهبرد های تهاجمی توسعه در قالب نتیجه گیری و پیشنهادهای کاربردی ارائه گردید. واژگان کلیدی: برنامه ریزی راهبردی، گردشگری پیش گیرانه، چشمه های آب گرم و معدنی رامسر
چکیده تحقیق حاضر با استفاده از نظریه تجانس خودپنداره به بررسی نقش تجانس کارکردی و تصویر ایدهآل و واقعی در تعیین نگرش گردشگران و تمایل به انجام گردشگری پایدار و پرداخت بیشتر برای محصولات پایدار میپردازد. به منظور بررسی فرضیات تحقیق نمونهای متشکل از 300 نفر از دانشجویان در استان اصفهان مورد پیمایش قرار گرفت. دادهها با استفاده از مدل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل گردیده و نتایج نشان دهنده نقش قوی مولفههای نظریه تجانس در تبیین تمایل به انجام گردشگری پایدار است. بعلاوه تجانس کارکردی و تجانس تصویر اثری قوی و مثبت بر نگرش بر گردشگری پایدار دارند و نگرش متعاقباً تمایل به گردشگری پایدار را تحت تاثیر قرار میدهد. نتایج همچنین نشان میدهد که اثر تجانس کارکردی قویتر از تجانس تصویر بوده و تجانس تصویر ایدهآل نیز نقش مهمتری نسبت به تجانس تصویر واقعی ایفا میکند. در انتها کاربردهای مدیریتی یافتههای مورد بحث قرارگرفته و پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی ارائه گردیده است.
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی بررسی جایگاه رسانه های اجتماعی در توسعه بازاریابی گردشگری الکترونیکی ایران انجام یافته است. این پژوهش به شیوه پیمایشی و با کمک پرسشنامه بر روی 250 نفر از کارشناسان بازاریابی دفاتر خدمات مسافرتی متخصص، در تورهای تفریحی درون مرزی و برون مرزی که در شهر تهران فعالیت می کنند، انجام گرفته است. بر اساس یافتههای این پژوهش نقش رسانه های اجتماعی خصوصا رسانه هایی که کارکرد تصویر و کلیپ های ویدیویی دارند در توسعه صنعت گردشگری الکترونیک باید بیشتر مورد توجه واقع شود. بر این اساس عکس و فیلم گردشگران در معرفی ظرفیت های گردشگری ایران در فضای مجازی یک فاکتور ضروری است که تأثیر مستقیمی بر روی انتخاب مقصد گردشگری توسط گردشگران بین المللی دارد. آنچه در این تحقیق بدست آمد این است که با افزایش استفاده از شبکه های اجتماعی، کامیونیتیهای محتوایی و وبلاگها، توانایی بازاریابی گردشگری الکترونیکی افزایش مییابد اما در مجموع می توان گفت هنوز رسانه های اجتماعی نتوانسته اند جایگاه خود را در توسعه بازاریابی گردشگری الکترونیکی پیدا کنند و این تفاوت ناشی از ویژگی های ارتباطی و بازارایابی متفاوت رسانه های جدید با رسانه های قدیمی تر است.
زهره فرزین فر، سعید سعیدا اردکانی، محمود نادری بنی
چکیده اهمیت مسئولیت اجتماعی شرکت در حال افزایش است و جایگاه مهمی در صنعت هتلداری دارد. یکی از دلایل آن ناشی از این واقعیت است که مسئولیت اجتماعی شرکتبر وفاداری مشتریان اثر میگذارد. بنابراین تخصیص منابع در این زمینه یک هزینه محسوب نمیشود بلکه سرمایه گذاری برای کسبمزیت رقابتی است. هدف این مقاله بررسی تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر وفاداری مشتریان با توجه به نقشمیانجی اعتماد و رضایتمشتری است . ابزار جمع آوری دادهها پرسشنامه میباشد. در این پژوهش 106 پرسشنامه در بین مشتریان هتلهای سه ستاره و چهار ستاره شهر یزد روایی همگرا و واگرا PLS توزیع شد. با بهرهگیری از نظر خبرگان روایی محتوایی پرسشنامه، با روش و با محاسبه آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی، پایایی پرسشنامه تأیید شد. پژوهش حاضر از نظر هدف توصیفی است و دارای یکروش پیمایشی میباشد. دادهها با استفاده از رویکرد مدلسازی معادلات مورد تجزیه و تحلیل SPSS و PLS ساختاری بر پایه روش حداقل مربعات جزئی با استفاده از نرمافزار قرار گرفت. نتایج نشان داد که مسئولیت اجتماعی شرکتبر اعتماد و رضایت مشتری تأثیر مثبت و معنادار دارد، اعتماد مشتری بر رضایت و وفاداری مشتری تأثیر مثبت و معنادار دارد و رضایت مشتری بر وفاداری مشتری تأثیر مثبت و معنادار دارد.
چکیده هدف مقاله حاضر بررسی و تبین مدیریت دانش و رابطه آن با عملکرد سازمانی درصنعت هتلداری می باشد. دانش با ارزش ترین و استراتژیک ترین منبع برای هتل ها و عملکرد سازمانی نیز از اجزای کلیدی دست یابی به موفقیت و برتری آنها می باشد. بنابراین شناخت رابطه آنها حائز اهمیت می باشد. در این پژوهش برای مدیریت دانش از مدل عمومی دانش و برای ارزیابی عملکرد از مدل EFQM استفاده شده است.متغیرهای مستقل این پژوهش شامل: مدیریت دانش، خلق دانش، ذخیره دانش، تسهیم دانش و بکارگیری دانش و متغیرهای وابسته شامل: عملکرد سازمانی، نتایج مشتریان، نتایج کارکنان، نتایج جامعه و نتایج کلیدی عملکرد می باشد. روش تحقیق ، توصیفی و ازنوع پیمایشی است. جامعه آماری 140 مدیرو سرپرست ارشد بخش های مختلف هتل های 4 و 5 بوده اند که ازبین آنها 103 نفر به عنوان نمونه دردسترس انتخاب گردید.ابزار به کار رفته دراین پژوهش دو پرسش نامه می باشد که بر اساس طیف لیکرت می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها در دوسطح آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و بررسی رابطه بین مدیریت دانش و عملکردسازمانی از تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری و رگرسیون خطی استفاده شد.یافته های تحقیق موید الگوی مفهومی پیشنهادی تحقیق است. یافته های پژوهش نشان داد که بیشترین همبستگی میان رابطه مدیریت دانش و نتایج کارکنان و بکارگیری دانش و عملکرد سازمانی می باشد و متغیر مدیریت دانش بر نتایج مشتریان، نتایج کارکنان، نتایج جامعه و نتایج کلیدی عملکرد تاثیر مستقیم و معناداری داردو هم چنین متغیرهای خلق دانش، ذخیره دانش، تسهیم دانش و بکارگیری دانش بر عملکردسازمانی تاثیر مستقیم و معنادار دارد. درمجموع از تجزیه و تحلیل داده های پژوهش می توان نتیجه گرفت مدیریت دانش با تاثیر خود برروی هتل ها منجر به بهبود عملکرد سازمانی آنها می شود.
منیژه حقیقی نسب، اعظم میرسلیمانی، پیوند میرزائیان خمسه
چکیده شناسایی و درک صحیح عوامل مؤثر بر اعتلای برند مقصد گردشگری جهت جذب گردشگر، ضروری میباشد. هدف اصلی این مقاله طراحی مدل اعتلای برند استان فارس بهعنوان مقصد گردشگری میباشد. این پژوهش با مبنای فلسفی؛ پراگماتیسم، جهتگیری، بنیادی-کاربردی و به روش آمیخته اکتشافی متوالی انجام شده است. در بخش کیفی، روش نمونهگیری نظری و مصاحبه عمیق و استراتژی نظریهپردازی دادهبنیاد و در بخش کمّی از روش مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج حاصل از یافتهها نشان داد که "اعتلای برند مقصد گردشگری" متاثر از شرایط علّی(برخورداری استان فارس از پتانسیلهای گردشگری و نیاز به بهرهمندی از مزایای اقتصادی و فرهنگی صنعت گردشگری)، عوامل زمینهای (شرایط سیاسی، ساختارهای اداری، منابع و امکانات، شرایط اجتماعی و فرهنگی) و عوامل مداخلهگر (شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدیریتی، زیرساختی و مشارکت ذینفعان) است که از طریق طراحی و تدوین برنامه استراتژیک گردشگری، سبب توسعه فرهنگی- اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و محیط زیستی میشود.