تحلیل تأثیر گردشگری سبز و تأثیر آن بر رفاه بافت تاریخی شهر شیراز با استفاده از مدل بیزین و گشتاور تعمیمیافته
https://doi.org/10.22054/tms.2026.89199.3125
علی داوری شلمزاری
چکیده گردشگری سبز بهعنوان رویکردی پایدار، بر حفظ منابع طبیعی، کاهش اثرات زیستمحیطی و ارتقای کیفیت زندگی جوامع محلی تمرکز دارد. این پژوهش با هدف بررسی اثر گردشگری سبز بر رفاه بافت تاریخی شیراز در سالهای 1390 تا 1403، از مدلهای بیزین و گشتاور تعمیمیافته بهره برده است. نتایج نشان میدهد از میان نه متغیر بررسیشده، سه عامل «زیرساخت حملونقل»، «سطح تحصیلات» و «آگاهی و آموزش محیطزیستی» بیشترین تأثیر را داشتهاند. «زیرساخت حملونقل» با احتمال 0.9805 مهمترین عامل در بهبود دسترسی و کیفیت زندگی بوده است. همچنین، «سطح تحصیلات» با احتمال 0.6724 و «آگاهی محیطزیستی» با 0.5324 اثر مثبت و معناداری بر رفاه دارند. در بعد اقتصادی، «تولید ناخالص داخلی» با احتمال 0.1922 بیشترین نقش را داشته و افزایش یکدرصدی آن موجب رشد 3.82 درصدی رفاه شده است. نوآوری پژوهش، بررسی همزمان ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیستمحیطی در چارچوب گردشگری سبز است.
تحلیل ادراک ساکنین مقاصد گردشگری روستایی از مولفه های حکمروایی هوشمند
https://doi.org/10.22054/tms.2026.89943.3141
زهرا میرزائی رزق آباد، مریم قاسمی، امیدعلی خوارزمی
چکیده حکمروایی نقشی حیاتی و تعیینکننده در تحقق توسعه هوشمند مقاصد گردشگری روستایی ایفا میکند. زیرا حکمروایی اثربخش نهتنها جهتدهنده سیاستها، برنامهها و تصمیمگیریهای کلان است، بلکه تضمینکننده عدالت اجتماعی، شفافیت نهادی و کارآمدی فرآیندهای اجرایی در مسیر توسعه پایدار و هوشمند مقاصد گردشگری روستایی بهشمار میرود. مطالعه حاضر در پی آن است با تحلیل اداراک ساکنین مقاصد گردشگری روستایی از مولفه های حکمروایی هوشمند شناخت تازهای را به حوزه نوظهور حکمروایی مقاصد گردشگری هوشمند اضافه کند. روش تحقیق توصیفی تحلیلی است. در این مطالعه 10 روستای هدف گردشگری استان قم بررسی شد. گردآوری اطلاعات به روش پیمایشی با ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام گردید. بر اساس مدل کمیسیون اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد «سطح هوشمندی حکمروایی مقاصد گردشگری روستایی» ذیل هشت بعد با 33 شاخص در طیف لیکرت کمی شد. واحد تحلیل 200 سرپرست خانوار روستایی بود که به روش تصادفی انتخاب و در تکمیل ابزار تحقیق همکاری نمودند.
واکاوی ساختار تجربه به یادماندنی گردشگران در اقامتگاههای بومگردی، مورد مطالعه: شهرستان اصفهان
https://doi.org/10.22054/tms.2026.91227.3168
نرگس وزین، مریم طالب علم
چکیده هدف پژوهش شناسایی ابعاد تجربه بهیادماندنی گردشگران در اقامتگاههای بومگردی شهرستان اصفهان است. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی و از نوع پیمایشی با رویکرد اکتشافی آمیخته میباشد. در مرحله کیفی، ابعاد تجربه بهیادماندنی گردشگران در اقامتگاههای بومگردی از طریق تحلیل مضمون شناسایی شد. دادهها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 17 گردشگر دارای اقامت در اقامتگاههای بومگردی، با روش نمونهگیری هدفمند جمعآوری و با نرمافزار MAXQDA تحلیل شد، که در مجموع 31 کد، 7 مقوله و 3 مضمون شناسایی شد. در مرحله کمی، جهت تأیید ساختار، پرسشنامهای مبتنی بر کدهای استخراجشده طراحی و بین ۳۱۰ گردشگر توزیع شد. دادهها با نرمافزار SPSS و روش تحلیل عاملی اکتشافی تحلیل شدند. نتایج نشان داد تجربههای بهیادماندنی گردشگران در اقامتگاههای بومگردی دارای ساختاری هفت بعدی شامل «اصالت زندگی محلی و سنتی»، «لذتهای حسی محلی»، «حس تازگی و رهایی از روزمرگی»، «تعامل اجتماعی و یادگیری»، «تجربه پایداری»، «حس نوستالژیک»، و «ماندگارسازی خاطرات» است.
چارچوب آمیخته بازاریابی هم رقابتی در صنعت مهمان پذیری
https://doi.org/10.22054/tms.2026.90574.3158
ندا بهمنی، میثم شفیعی رودپشتی، مرتضی سلطانی
چکیده همرقابتی بهعنوان شکلی از همکاری و رقابت هم زمان میان رقبا، رویکردی کلیدی برای خلق ارزش در صنعت مهمانپذیری است. این پژوهش با هدف پرکردن خلأ نظری در طراحی آمیخته بازاریابی در محیطهای همرقابتی، با استفاده از رویکرد کیفی استقرایی و تحلیل مطالعه موردی چندگانه از دوازده نمونه برجسته، چارچوبی نوظهور را استخراج کرد. یافتهها منجر به تدوین مدل آمیخته بازاریابی همرقابتی (7Co‑M‑M) شامل هفت بُعد بههمپیوسته شد: قراردادهای مشترک، منابع مشترک، محصول مشترک، توزیع مشترک، ترفیع مشترک، قیمتگذاری مشترک و مشتریگرایی مشترک. این ابعاد در ساختاری سلسلهمراتبی عمل میکنند که در آن قراردادها و منابع مشترک بهعنوان زیرساختهای بنیادین، ابعاد عملیاتی را تقویت کرده و در نهایت به قیمتگذاری هماهنگ بهعنوان خروجی سیستمی و مشتری گرایی مشترک بعنوان پیامد هم افزا منجر می شود. پژوهش حاضر با ارتقای منطق بازاریابی از سطح بنگاه به سطح اکوسیستم، الگوی تجربی جامعی برای هدایت مدیران و توسعه تحقیقات آتی ارائه میدهد.
تحلیل علمسنجی گردشگری سیاه: شناسایی الگوهای دانش، خلأهای پژوهشی و مسیرهای نوظهور
https://doi.org/10.22054/tms.2026.91236.3169
حافظ مهد نژاد، محمد علیزاده
چکیده گردشگری سیاه به بازدید از مقاصد مرتبط با مرگ، فاجعه و رنج میپردازد. این پژوهش با روش علمسنجی و خوشهبندی موضوعی، الگوها، شکافهای پژوهشی و موضوعات نوظهور را تحلیل کرده است. دادهها شامل ۱۲۹۳ منبع (کتاب، مقاله و فصل کتاب) از پایگاه اسکوپوس در بازه ۱۹۸۸ تا ۲۰۲۵ بوده و با نرمافزار VOSviewer مورد تحلیل همرخدادی واژگان قرار گرفتهاند. یافتهها نشان میدهد واژگان «گردشگری سیاه»، «میراث فرهنگی» و «مرگ» بیشترین تکرار و قدرت پیوند را دارند. همپوشانی واژگانی تحولات زمانی را آشکار میسازد؛ مفاهیمی چون پایداری، حافظه جمعی و رفاه از سال ۲۰۲۰ به بعد برجستهتر شدهاند. پژوهشهای موجود عمدتاً بر رویدادهای خاص متمرکزند و از مقایسه بین مقاصد غفلت کردهاند. شکافهای اصلی شامل کمبود تحقیقات کیفی، بیتوجهی به ابعاد اخلاقی و زیستمحیطی، و نقش محدود فناوری دیجیتال است. موضوعات نوظهور نیز گردشگری سیاه در عصر دیجیتال، اثرات تغییر اقلیم، سلامت روان، حقوق انسانی و شهرنشینی را در بر میگیرند.
طراحی مدل ارتباطات بازاریابی دیجیتال در اقامتگاه های بوم گردی ایران با تاکید بر فراواقعیت رسانه ای
https://doi.org/10.22054/tms.2026.91014.3164
کیوان فرسنداج، هما درودی، فیروزه حاجی علی اکبری، علی شهنواز
چکیده عدم استفاده از ظرفیتهای بومگردی در ایران، با وجود جاذبههای متعدد زیستی، فرهنگی و تاریخی، موجب هدررفت سرمایههای ملی شده است. هدف این پژوهش شناسایی نقاط ضعف و چالشهای میان مراکز بومگردی، بازاریابی دیجیتال و تبلیغات رسانهای به منظور تقویت فرآیند جذب گردشگر است. پژوهش با رویکرد کیفی و نظریه دادهبنیاد انجام شد. دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۴ نفر از خبرگان به روش نمونهگیری هدفمند جمعآوری و با کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. پایایی ۰.۷۶ و روایی همگرا ۰.۸۳ تأیید شد. یافتهها سه مؤلفه جدید «فراواقعیت رسانهای»، «طراحی رسانه برای تعامل» و «غنیسازی تعامل» را به مدل ارتباطاتی بازاریابی دیجیتال معرفی کردند. نتایج نشان میدهد استفاده از فناوریهای نوین دیجیتال، بهروزرسانی مستمر محتوا و تعامل جذاب از مؤلفههای پرتکرار تأثیرگذار هستند که پیامدهایی چون افزایش رضایتمندی گردشگران بوم گردی، افزایش تعامل در رسانه های اجتماعی، وبهبود نرخ بازگشت گردشگران بوم گردی را به همراه دارند.
بررسی تاثیر عدم قطعیت عوامل موثر بر تقاضای گردشگری مذهبی و غیرمذهبی در ایران
https://doi.org/10.22054/tms.2026.91768.3183
محبوبه خادم نعمت اللهی، رضا اشرف گنجویی، عباس شاکری
چکیده صنعت گردشگری در رشد اقتصادی نقش دارد. در شرایط اطمینان، گردشگری پایدارتر است، در نااطمینانی، نوسان در رفتار گردشگران افزایش مییابد. این مطالعه تأثیر نااطمینانی بر تقاضای گردشگری در ایران با استفاده از دادههای ۱۳۹۰- ۱۴۰۳ و رگرسیون فازی بررسی میکند. این مدل با برآورد پهنای چپ، وسط و راست برای هر متغیر برآورد میکند. متغیرها تورم، رشد و سرانه تولید ناخالص داخلی، ثبات سیاسی، تراز مالی، باز بودن تجاری، شاخص توسعه مالی و دموکراسی هستند. نتایج نشان میدهد که ثبات سیاسی (0.746)، باز بودن تجاری (0.113)، رشد اقتصادی (1.142e-09) و تورم (0.53) تأثیر بر تقاضای گردشگری مذهبی دارند. بازبودن تجارت (11- e5.01)، رشد اقتصادی (11- e3.98) و تولید ناخالص داخلی سرانه (11- e4.255) مهمترین عوامل در تقاضای گردشگر غیرمذهبی هستند، تورم (10- e1.45) و ثبات سیاسی (0.808) و بازبودن تجارت (11- e5.01) اثرات متفاوتی نشان میدهند. این یافتهها بر اهمیت مدیریت نااطمینانی برای توسعه گردشگری تأکید دارند.
نقش بلاکچین در شخصیسازی تجربه مهمان در هتلهای تهران
https://doi.org/10.22054/tms.2026.89825.3137
محمدتقی نظری علیداش، امین فرجی
چکیده این پژوهش با هدف تبیین نقش فناوری بلاکچین در شخصیسازی تجربه مهمان در هتلهای تهران انجام شد. از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی است و با روش فراترکیب مبتنی بر چارچوب سندلوسکی و باروسو (۲۰۰۳) انجام گرفت. در جستجوی نظاممند، ۶۲ مقاله از میان ۵۰۰ سند اولیه انتخاب شد. همچنین ۱۳ مصاحبه نیمهساختاریافته با مدیران هتل، متخصصان بلاکچین و کارشناسان گردشگری با نمونهگیری هدفمند انجام و با تحلیل مضمون براساس رویکرد براون و کلارک و با کمک NVivo تحلیل گردید. یافتهها نشان داد بلاکچین از طریق سه بُعد ادراکی و احساسی مهمان، فناورانه و ساختاری ـ فرآیندی موجب افزایش اعتماد، امنیت، کارایی و تطابق خدمات با نیازهای فردی میشود. باوجود چالشهایی همچون هزینههای بالا و فقدان قوانین شفاف، پیادهسازی تدریجی بلاکچین میتواند به توسعه تجربههای شخصیسازیشده و ایجاد مزیت رقابتی برای هتلهای تهران منجر شود.
بررسی شاخصهای پتانسیلیابی مناطق گردشگری آبی: مطالعه موردی خراسان جنوبی
https://doi.org/10.22054/tms.2026.91211.3173
سارا پارساپور، مریم رسول زاده، رضا رضوانی پرکند، جواد براتی
چکیده گردشگری آبی بهعنوان رویکردی نوین توسعه گردشگری، با تکیه بر منابع و سازههای آبی، میتواند در تنوعبخشی اقتصاد منطقهای، ایجاد اشتغال و توسعه پایدار، بهویژه در مناطق خشک مؤثر باشد. استان خراسان جنوبی با محدودیتهای آبی، دارای سازهها و جاذبههای متنوع است که بخش قابل توجهی از ظرفیت آنها مغفول مانده است. هدف پژوهش، شناسایی شاخصهای مؤثر در پتانسیل گردشگری آبی و اولویتبندی مناطق مستعد استان با تأکید بر سازههای آبی است. دادهها از طریق مطالعات اسنادی، آمار رسمی، بازدید میدانی و نظرخواهی از ۳۰ کارشناس جمعآوری شد. شاخصها با رویکرد فازی وزندهی و مناطق با تاپسیس فازی رتبهبندی شدند. نتایج شش منطقه شامل ابتدای جاده بند امیرشاه، سد مخزنی نهرین، سد مخزنی فرخی، چشمه آبگرم دیگ رستم، آبگیر طبیعی گواب خوسف و سد مخزنی سیاهو بهعنوان اولویتهای برتر گردشگری آبی شناسایی شدند. یافتهها مبنای علمی برنامهریزی و توسعه هدفمند گردشگری آبی در استان و مناطق خشک کشور است.
شناسایی و اولویتبندی عوامل کلیدی موفقیت در توسعه گردشگری پزشکی ایران تحت تحریمهای بینالمللی: یک رویکرد ترکیبی دلفی فازی و DANP
https://doi.org/10.22054/tms.2026.90517.3156
محمد زارعی محمودآبادی، سیدکبری میرحسینی باغدشتی
چکیده گردشگری پزشکی بهعنوان یکی از حوزههای مهم و در حال رشد صنعت گردشگری در ایران، در مواجهه با تحریمهای بینالمللی با چالشها و فرصتهای متعددی روبهرو بوده است. این پژوهش به تحلیل عوامل کلیدی موفقیت گردشگری پزشکی ایران در بافت چالشبرانگیز تحریمهای بینالمللی میپردازد. با بهکارگیری یک روش ترکیبی نوآورانه (دلفی فازی و DANP) و نظرات خبرگان، پنج عامل حیاتی شناسایی و اولویتبندی شدند: ۱) زیرساختهای پزشکی و درمانی (با بیشترین اثرگذاری سیستمی)، ۲) کیفیت خدمات درمانی، ۳) تأثیر تحریمها بر تأمین تجهیزات، ۴) برندینگ و تبلیغات بینالمللی و ۵) شبکه بیماران خارجی. یافتهها نشان میدهند که با وجود محدودیتهای تحریمی، تمرکز استراتژیک بر تقویت زیرساختهای پزشکی و درمانی و بهکارگیری راهحلهای بومی میتواند آثار منفی را کاهش داده، به توسعه این صنعت کمک کند. این مطالعه چارچوبی یکپارچه ارائه میدهد که میتواند مبنای تصمیمگیری مدیران و سیاستگذاران برای تخصیص بهینه منابع و تدوین استراتژیهای عملی باشد.
