دوره و شماره: دوره 21، شماره 74، تابستان 1405 
برنامه ریزی گردشگری

مدل ارزشیابی و رتبه بندی روستاهای هدف گردشگری کشور

https://doi.org/10.22054/tms.2026.85436.3062

محمدرضا رضوانی، علیرضا دربان آستانه، ذبیح الله ترابی

چکیده این مطالعه با هدف طراحی و اعتبار سنجی مدل ارزشیابی و رتبه‌بندی روستاهای هدف گردشگری کشور اجرا شد. روش تحقیق به صورت آمیخته و جامعه آماری آن 36 نفر از اساتید دانشگاه‌های کشور و 75 نفر از کارشناسان استانی و وزارت میراث فرهنگی و معاونت دهیاری‌ها بوده است. این مطالعه در سه فاز اجرا شد. ابتدا مطالعات داخلی و خارجی و مهمترین بنچمارک‌های جهانی مورد بررسی قرار گرفت. د رگام بعدی مصاحبه‌های عمیق با نخبگان دانشگاهی و کارشناسان ملی صورت گرفت. سپس در قالب مطالعه دلفی نتایج در اختیار 36 نفر از اساتید گردشگری قرار گرفت و در گام سوم با کمک کارشناسان 31 استان، شاخص‌ها ویرایش نهایی و بومی‌سازی شد. نتایج نشان داد مدل مناسب ارزشیابی به صورت سیستمی و در چهار بعد منابع و جاذبه‌ها، زیرساخت‌ها، فرآیندهای توانمندسازی و زنجیره ارزش و بعد پایداری، همچنین 12 مولفه و در نهایت 35 شاخص شناسایی و تدوین شد.

سامانه های اطلاعاتی

شناسایی عوامل مؤثر در صنعت گردشگری دیجیتال بر اساس کهن‌الگوهای یونگ: رویکرد بیبلیومتریک و نگاشت شناختی فازی

https://doi.org/10.22054/tms.2026.90129.3152

یزدان شیرمحمدی، زینب هاشمی باغی

چکیده این پژوهش باهدف شناسایی عوامل مؤثر در صنعت گردشگری دیجیتال بر اساس کهن‌الگوهای یونگ با روش کیفی و کمی انجام گرفت. روش بررسی کتاب‌سنجی سیستماتیک با نرم‌افزار VOSviewer و زبان برنامه‌نویسی R انجام شد. در این مرحله، سه خوشه شناسایی شدند. خوشه 1: درگیری ذهنی، اصالت و تجربه مشتری در عصر گردشگری دیجیتال، خوشه 2: تصویر مقصد و تجربه گردشگری بر وفاداری بازدیدکننده و خوشه 3: واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و متاورس در تجربه گردشگری است. در گام بعدی تحلیل مضمون با استفاده از مصاحبه با خبرگان انجام شد. ک نتایج تحلیل‌ها نشان داد که متغیرهای رمزگان نمادین و تجربه‌ی چند حسی برند دیجیتال بیشترین میزان تأثیرگذاری، ظرفیت تأثیرپذیری و شاخص محوریت را دارا هستند. در مقابل، متغیر درگیری ذهنی گردشگر و وفاداری به مقصد کمترین میزان تأثیرگذاری، ظرفیت تأثیرپذیری و شاخص محوریت را نشان دادند.

مدیریت گردشگری

شناسایی عوامل موثر بر توسعه مقصدهای غذایی و نقش آن ها در وفاداری گردشگران به مکان‌های روستایی

https://doi.org/10.22054/tms.2026.84607.3042

حمدالله سجاسی قیداری، لیدا علیزاده دولت آبادی، سیدرضا حسینی کهنوج

چکیده روش پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی و از نوع کاربردی بوده و جامعه آماری آن گردشگران مقصدهای غذایی در ییلاقات مشهد تشکیل می‌دهند. از روش تکنیک تحلیل عاملی برای استخراج و رتبه‌بندی عامل‌ها و از ونزیم برای شناسایی رابطه علی و معلولی و جریان-شناسی پویایی بین عوامل حاصل از تحلیل عاملی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد؛ وجود عامل سلامت و بهداشت محیط‌های مقصد گردشگری با مقدار ویژه 412/0 و میزان 88/12 درصد از واریانس به عنوان مهمترین عوامل موثر بر توسعه مقصدهای گردشگری غذایی شناسایی شدند. در ارتباط با شناسایی روابط علی و معلولی سه حلقه شناسایی شد که با ترکیب حلقه‌های به دست آمده به عنوان فرضیه‌های دینامیکی، ساختار کلی الگوی جریان به صورت کمی ارائه شد. نتایج شبیه‌سازی نشان داد، میزان رفت و آمد در مناطق ییلاقی به عنوان مقصدهای غذایی در آینده چندان مطلوب نبوده و بر وفاداری غذایی مشتریان جهت بازگشت‌پذیری به این مکان‌ها تاثیرگذار است.

توسعه پایدار گردشگری

بررسی اثرات کارآفرینی اجتماعی فردی بر توسعه گردشگری پایدار ‌(مورد مطالعه: شهرستان هرسین)

https://doi.org/10.22054/tms.2025.88177.3109

سعید بخشی، نادر نادری

چکیده این پژوهش به دنبال بررسی تأثیرات کارآفرینی اجتماعی بر گردشگری پایدار است. پژوهش حاضر به لحاظ گرداوری داده‌ها در زمره پژوهش‌های توصیفی و پیمایشی و از منظر هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش را 360 نفر از کارشناسان ادارات شهرستان هرسین و کارکنان واحدهای ارائه دهنده خدمت به گردشگران که دارای تجربه زیسته در شهرستان هرسین هستند، تشکیل داده است. از میان آنها، 186 نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای متناسب انتخاب و داده‌ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد جمع‌آوری شد. روایی و پایایی پرسشنامه‌ توسط اساتید این حوزه تأیید و با استفاده از آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی اعتبار پرسشنامه سنجش شده است. از پرسشنامه‌های توزیع شده تعداد 176 پرسشنامه تکمیل و با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت است. یافته‌ها حاکی از تأثیر مثبت ابعاد کارآفرینی اجتماعی بر گردشگری پایدار است. و اشتیاق اجتماعی سهم تعیین کننده‌ای در توسعه گردشگری ایفا می‌کند.

اقتصادو بازاریابی

تصویر برند و تداعی‌های ذهنی-عینی نسبت به شهر مشهد به‌عنوان مقصد گردشگری مذهبی

https://doi.org/10.22054/tms.2025.88075.3106

مهدی بشیرپور

چکیده تصویر برند مقصد نقش کلیدی در جذب و حفظ گردشگران، به‌ویژه در مقاصد مذهبی دارد. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل تداعیات ذهنی زائران از برند شهر مشهد انجام شد. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تداعی آزاد بود و داده‌ها از پاسخ‌های زائران جمع‌آوری شد. نتایج نشان داد که تصویر برند مشهد دو بُعد دارد: معنوی-احساسی (آرامش، معنویت، هویت دینی، تجربه زیارت) و خدماتی-شناختی (زیرساخت‌های حمل‌ونقل، اقامت، خدمات شهری، مدیریت ازدحام). تداعیات معنوی پیوند عاطفی و وفاداری زائران را تقویت می‌کنند، اما کاستی‌های خدماتی تجربه کلی و ادراک برند را کاهش می‌دهند. پژوهش نشان داد که مدیریت برند مشهد نیازمند رویکردی جامع است که ابعاد معنوی و خدماتی را همزمان در بر گیرد و می‌تواند راهنمای عملی برای بهبود تجربه زائران و تقویت جایگاه بین‌المللی مشهد باشد.

اقتصادو بازاریابی

تحلیل داده‌محور رضایت مشتری در صنعت هتلداری: بهره‌گیری از یادگیری ماشین برای شناسایی محرک‌های کلیدی

https://doi.org/10.22054/tms.2025.88434.3114

حامد فلاح تفتی

چکیده این پژوهش به تحلیل رضایت مشتری در صنعت هتلداری با استفاده از نظرات آنلاین تریپ‌ادوایزر می‌پردازد. هدف آن، کشف الگوهای پنهان در بازخوردهای مشتریان و ارائه راهکارهای مبتنی بر شواهد برای بهبود تجربه مهمانان است. این مطالعه با استفاده از تکنیک وب‌اسکرپینگ، داده‌های متنی و عددی را جمع‌آوری کرد. سپس با استفاده از مدل رگرسیون جنگل تصادفی، اهمیت ویژگی‌های مختلف را شناسایی نمود. تحلیل داده‌های ۲۴۱۱ نظر نشان داد که کیفیت اتاق و خدمات کارکنان مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر رضایت مشتریان هستند. نتایج پژوهش همچنین نشان داد که عواملی مانند موقعیت مکانی و قیمت نیز تأثیر قابل‌توجهی دارند. این مطالعه یک چارچوب جامع برای درک محرک‌های رضایت مشتری ارائه می‌دهد و بر ضرورت تمرکز بر کیفیت اتاق و خدمات کارکنان برای بهینه‌سازی تجربه مهمان تأکید می‌کند. این رویکرد داده‌محور، به مدیران هتل‌ها کمک می‌کند تا منابع خود را به طور مؤثر تخصیص داده و مزیت رقابتی خود را تقویت کنند.

برنامه ریزی گردشگری

انتقال تجربه‌زیسته گردشگران رویدادهای معنوی با رویکرد گردشگری بازآفریننده

https://doi.org/10.22054/tms.2025.88235.3111

مهرشاد قنبری حسین آبادی، محسن مصلحی، رضا نصر اصفهانی، محمدعلی رجایی ریزی

چکیده قابلیت رویدادهای معنوی در گردشگری بین‌المللی و در تحقق اصول گردشگری بازآفریننده، سبب اجرای پژوهش حاضر، با هدف فراهم آوردن مبنایی برای بازاندیشی در برنامه‌ریزی توسعه‌ای این رویدادها، از طریق تحلیل تجربه زیسته گردشگران آن، شده‌است. رویکرد پژوهش کیفی و تمرکز بر تجربیات گردشگران معنوی، که در رویدادهای معنوی شرکت کرده‌اند، است. یافته‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق با ۲۸ نفر از افراد دارای تجربه زیسته و با روش انتخاب هدفمند جمع‌آوری شد. تحلیل یافته‌ها بر اساس مدل هفت‌مرحله‌ای پدیدارشناسی کولایزی انجام گرفت. تحلیل به استخراج ۵۷ گویه در پنج بُعد اصلی و طراحی الگوی مفهومی، منجر شد. الگو علاوه بر هم‌راستایی با رویکردهای نوین در گردشگری بازآفریننده، بر اهمیت روایت، مشارکت و تجربه تأکید دارد و همچون چرخه‌ای بازخوردی که در آن پیامدهای مثبت تجربه‌زیسته فرآیند جذب و انتقال تجربه را تقویت و منجر به پویایی و بازتولید تجربه در بستر رویداد می‌شود، عمل می‌کند.

اقتصادو بازاریابی

ارائه مدل برندسازی کویر مرنجاب به عنوان مقصد مکمل: با تأکید بر پتانسیل های ورزشی-تفریحی

https://doi.org/10.22054/tms.2025.88482.3115

مجتبی ارشادیان، کریم زهره وندیان، زینب مندعلیزاده

چکیده هدف این پژوهش، ارائه مدل کیفی برندسازی کویر مرنجاب به عنوان مقصد مکمل گردشگری با تأکید بر گردشگری ورزشی-تفریحی است. با توجه به نوظهور بودن ترکیب مفاهیم برندسازی، مقصد مکمل و گردشگری ورزشی، روش تحقیق کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد با رویکرد اشتراوس و کوربین بر روی 16 نفر از خبرگان علمی-اجرایی استفاده شد تا یک چارچوب تئوریک جدید از داده‌های تجربی استخراج گردد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق گردآوری و تحلیل شدند. یافته‌های پژوهش منجر به ارائه یک مدل پارادایمی شامل پنج دسته عوامل شد: شرایط علی (مانند پتانسیل خاص و ماجراجویانه کویر)، شرایط زمینه‌ای (مانند قوانین حمایتی)، شرایط مداخله‌ای (مانند سیاست‌های دولتی)، راهبردها (مانند ایجاد هویت منحصربه‌فرد) و پیامدها (مانند منافع اقتصادی و افزایش گردشگران). این مدل توسعه‌یافته، ارزش افزوده نظری قابل توجهی به ادبیات برندسازی مقصد اضافه می‌کند و چارچوبی عملیاتی برای مدیران جهت ارتقاء جایگاه کویر مرنجاب در اکوسیستم گردشگری کشور فراهم می‌سازد.

برنامه ریزی گردشگری

ظرفیت‌های گردشگری خلاق روستایی بر اساس حوزه‌های هفتگانه خلاقیت در روستاهای هدف گردشگری استان خراسان رضوی

https://doi.org/10.22054/tms.2025.87095.3093

امین فعال جلالی، مریم قاسمی، محسن نوغانی دخت بهمنی

چکیده تفاوت‌های فرهنگی نواحی روستایی، هویت منحصربه‌فردی به هر منطقه بخشیده و روستاها را به بستری ارزشمند برای توسعه گردشگری خلاق تبدیل کرده است. مطالعه حاضر به شناسایی ظرفیت‌های گردشگری خلاق طبق حوزه های هفت گانه خلاقیت UNESCO در روستاهای هدف گردشگری می‌پردازد. روش تحقیق توصیفی مبتنی بر مطالعات میدانی است. در این مطالعه 190 نفر از خبرگان و صاحبان کسب و کارهای گردشگری در 16 روستای هدف گردشگری استان خراسان رضوی در تکمیل ابزار پژوهش مشارکت داشتند. نتایج نشان داد روستای کریز در حوزه صنایع دستی، روستای بوژان در حوزه خوراک‌شناسی(غذا)، روستای مزینان در حوزه موسیقی، روستای مزینان در حوز ادبیات و هنر، روستای زعفرانیه در حوزه رسانه و عکاسی و روستای ریاب در حوزه طراحی از ظرفیت بالایی برخوردار هستند. از نظر کلیه فعالیت‌های مورد بررسی خلاقیت، روستای مزینان در رتبه اول قرار دارد. در بین حوزه‌های خلاقیت، حوزه خوراک شناسی/غذا نسبت به سایر حوزه‌های خلاقیت جذابیت بیشتری دارند.

سامانه های اطلاعاتی

فراترکیب مطالعات تجربه مشتری در تعامل با فناوری‌های دیجیتال در گردشگری

https://doi.org/10.22054/tms.2025.88982.3121

فاطمه محمدی، زهرا اذانی

چکیده با رشد فناوری‌های دیجیتال در صنعت گردشگری، تجربه مشتری به یکی از ابعاد کلیدی موفقیت خدمات دیجیتال تبدیل شده است. هدف این پژوهش، شناسایی عوامل موثر در تجربه دیجیتال مشتری در بستر گردشگری با استفاده از روش فراترکیب مطالعات منتخب داخلی و بین‌المللی است. این تحقیق از نوع کیفی و با رویکرد فراترکیب انجام شده است. برای انجام روش فراترکیب، 870 مقاله به روش مرور نظام مند از پایگاه های نمایه سازی پژوهش های معتبر علمی در بازه زمانی 2015 تا 2025 دانلود و در نهایت، تعداد 27 مقاله به تحلیل نهایی راه یافتند. یافته‌ها حاکی از شناسایی شش مقوله اصلی در تجربه دیجیتال مشتری است که عبارت‌اند از: طراحی و عملکرد سیستم‌های دیجیتال، تعامل دیجیتال و ارتباطات انسانی، شخصی‌سازی و تجربه منحصربه‌فرد، فناوری‌های نوظهور و جذابیت فناورانه، احساسات و وضعیت روانی مشتری و ملاحظات اقتصادی و دسترسی‌پذیری بود.