دوره و شماره: دوره 19، شماره 66، تابستان 1403 
برنامه ریزی گردشگری

ارزیابی و تبیین معیارهای احداث دهکده میراث در محوطه‌های میراث جهانی (مطالعه موردی: مجموعه تاریخی شهرستان فیروزآباد)

صفحه 7-40

https://doi.org/10.22054/tms.2024.78321.2920

پدرام فرهادی، محمد حسن زال، نازنین تبریزی

چکیده صنعت گردشگری، ارتباط نزدیکی با فرهنگ و اقتصاد دارد که می‌تواند به بهره‌گیری از مزایای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کمک کند؛ در این راستا، ایجاد دهکده میراث‌فرهنگی می‌تواند یک مکان جذاب برای نمایش فرهنگ و تاریخ یک جامعه باشد. هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی معیارهای ایجاد دهکده میراث‌فرهنگی در محوطه جهانی فیروزآباد است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی و بررسی‌های میدانی مبتنی بر ابزار پرسشنامه است. جامعه فعالان حوزه گردشگری (اساتید، کارشناسان، راهنمایان گردشگری و فعالان بازاریابی گردشگری) استان فارس به‌عنوان جامعه ‌هدف و ۳۵۰ نفر به‌عنوان نمونه آماری با روش احتمالی (تصادفی ساده) انتخاب شدند. برای پردازش داده‌ها از رویکرد کمی مدل‌یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان می‌دهند که معیارهای احداث ‌دهکده‌ میراث در مجموعه جهانی فیروزآباد در وضعیت مطلوبی قرار دارد، اما با مشکلاتی همچون کمبود مطالعات فراگیر و تطبیقی، مشکلات مدیریتی و برنامه‌ریزی مواجه است. زیرساخت‌ها و ملزومات صنعت گردشگری برای عملکرد بهتر دهکده میراث بسیار حیاتی هستند، اما با استانداردهای جهانی همخوانی ندارند و نیاز به سرمایه‌گذاری دارند. آموزش، افزایش آگاهی و حمایت جامعه محلی از فعالیت‌های مرتبط با دهکده میراث نسبت به منافعی که از صنعت گردشگری بهره‌مند می‌شوند، می‌تواند به تضمین حمایت عملی از این پروژه کمک کند.

جامعه شناسی گردشگری

الگوی مدیریت ادراکات در گردشگری بین الملل(مورد مطالعه : گردشگران ایرانی در ترکیه)

صفحه 35-66

https://doi.org/10.22054/tms.2024.79052.2926

وحید ناصحی فر

چکیده نحوه شکل‌دهی اداراکات گردشگران یا مدیریت ادراکات به جهت ایجاد مزیت رقابتی و توسعه رقابت‌پذیری برای آژانس‌های مسافرتی، اهمیت زیادی دارد. الگوی جامعی در خصوص مدیریت ادراکات گردشگران تاکنون ارائه نشده و هدف این تحقیق، استخراج الگوی مدیریت ادراکات گردشگران بوده است. در این تحقیق از روش کیفی – کیفی استفاده شده، به این ترتیب که در روش کیفی اول بر اساس روش فراترکیب از ادبیات و پیشینه تحقیق، کدهای باز، محوری و انتخابی استخراج شده و سپس در روش کیفی دوم بر اساس روش تحلیل مضمون به کمک مصاحبه‌های انجام‌شده، بازنگری کدهای استخراجی در جهت بومی‌سازی و استفاده کاربردی، انجام شده است. به‌منظور اعتبارسنجی و بررسی پایایی هر دو روش کیفی-کیفی، از پایایی بین دو کدگذار استفاده شده است. الگوی نهایی مدیریت ادراکات گردشگران به‌صورت پیشایندها مانند ویژگی‌های آژانس مسافرتی، روش‌های مدیریت ادراکات مانند اقدامات بازاریابی آژانس مسافرتی و پسایندها مانند تحقق اهداف گردشگران و آژانس‌های مسافرتی، استخراج شده است. دستاورد اصلی این تحقیق، الگوی شبکه مضامین مدیریت ادراکات گردشگران بوده است.  

برنامه ریزی گردشگری

تعیین پیشران های کلیدی مؤثر در توسعة گردشگری پزشکی (مورد پژوهی : کلان شهر اصفهان)

صفحه 67-106

https://doi.org/10.22054/tms.2024.77140.2901

فرحناز ابوالحسنی، علی زنگی آبادی، علی رضا جباری

چکیده گردشگری پزشکی به‌عنوان یکی از زیرمجموعه­های گردشگری سلامت و یک صنعت با پتانسیل بالا، نقش مهمی در توسعه پایدار صنعت گردشگری سلامت به‌عنوان ارتباط­دهنده بخش پزشکی و گردشگری دارد. در پژوهش حاضر، سعی شده است با بررسی و تحلیل عوامل کلیدی و همچنین، عدم قطعیت‌ها در تحقق‌پذیری توسعه گردشگری پزشکی، پیشران‌های کلیدی مؤثر شناسایی شوند تا الگویی جهت اصلاح فرایند فعلی تدوین برنامه‌های گردشگری پزشکی در کلان‌شهر اصفهان ارائه گردد. بر این مبنا، روش این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ روش، ترکیبی از روش­های اسنادی و پیمایشی (پرسشنامه تأثیرات متقابل) و از نظر ماهیت، بر اساس روش­های جدید آینده­نگاری، تحلیلی و اکتشافی است. جامعه آماری این پژوهش شامل 35 نفر از کارشناسان حوزه برنامه­ریزی گردشگری شهری، مدیران شهری و پژوهشگران حوزه گردشگری (21 نفر مدیر و کارشناس و 14 نفر پژوهشگر) است که به‌روش نمونه­گیری گلوله‌برفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌های این پژوهش از روش دلفی و برای تحلیل داده از روش تحلیل اثرات متقابل متغیرها از نرم­افزار Micmac استفاده شده است. نتایج حاصل از پراکندگی متغیرها در محور تأثیرگذاری و تأثیرپذیری عوامل، بیانگر ناپایداری سیستم در توسعه گردشگری پزشکی محدوده مورد مطالعه است. در نهایت با توجه به امتیاز بالای اثرگذاری مستقیم و غیرمستقیم، 9 عامل اصلی به مثابه پیشران­های کلیدی در آینده توسعه گردشگری پزشکی کلان‌شهر اصفهان شناسایی شدند.

توسعه پایدار گردشگری

طراحی مدل کوچینگ توسعه گردشگری پایدار در نظام آموزش و پرورش.مورد مطالعه: استان گیلان.

صفحه 107-146

https://doi.org/10.22054/tms.2024.78228.2919

داود غلامرضائی، نرجس حق پرست کنارسری

چکیده   استان گیلان به‌دلیل داشتن جاذبه‌های طبیعی، تاریخی و فرهنگی بسیار زیاد، پتانسیل بالایی در رشد و توسعه گردشگری دارد. بنابراین، در این پژوهش سعی شده است با استفاده از ظرفیت سازمان آموزش‌وپرورش در انتقال مبانی فرهنگی و همچنین، متناسب با شرایط و ویژگی‌های جغرافیایی، اقلیمی، فرهنگی و اجتماعی استان گیلان، مدلی طراحی شود تا این استان بتواند با استفاده از اجرای طرح کوچینگ «معلمان» زمینه توسعه پایدارگردشگری را فراهم آورد. این پژوهش از حیث هدف، کاربردی است. روش گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر، به‌صورت کتابخانه­ای و همچنین به‌روش میدانی از طریق مصاحبه و مشاهده بوده است. همچنین از روش تحلیل محتوای کیفی به جهت بررسی محتوای مبانی­ نظری، آیین­نامه­­های اجرایی، مصاحبه‌های صاحب‎نظران و خبرگان و اسناد در این تحقیق استفاده شده است. جامعه مشارکت­کنندگان، متخصصان و افراد فعال درحوزه گردشگری و کوچینگ استان گیلان هستند که در این میان افرادی که تجربه، آگاهی و اطلاعات کافی و بهترین شرایط را برای ارائه اطلاعات مورد نیاز در حوزه گردشگری پایدار داشتند، انتخاب شده­اند. برای انتخاب نمونه، از روش نمونه­گیری هدفمند و گلوله­برفی استفاده شد که بر اساس قاعده اشباع با استفاده از 15 مصاحبه این مهم حاصل شد و به‌منظور اطمینان بیشترتا مصاحبه بیستم نیز ادامه پیدا کرد. براساس یافته­ها، از جمله پیامدهای اصلی و اصول گردشگری پایدار شامل حفظ، حراست و حمایت ازمحیط­زیست، ساختارهای اجتماعی، صیانت از فرهنگ‌ و آداب‌‌و‌رسوم جوامع است که با بهره­گیری از تکنیک کوچینگ می‌توان تا حد ممکن به نکات مثبت گردشگری پایدار افزود و از نکات منفی آن نیز کاست.

شناسایی چالش‌ها و محدودیت‌های استفاده از ایده نیوزجکینگ توسط کسب و کارهای گردشگری ایران

صفحه 147-188

https://doi.org/10.22054/tms.2024.76002.2882

زینب محمودی پاچال، قاسم زارعی، ناصر سیف اللهی

چکیده نیوزجکینگ (موج­سواری خبری) از تکنیک­های تبلیغاتی و روابط­‌عمومی است که در آن، برندها موج یک خبر ترند را به­سمت خود هدایت می­کنند، اما متأسفانه این استراتژی برای بیشتر کسب‌وکارهای ایرانی، به‌خصوص در گردشگری ناشناخته بوده و یا مورد استفاده قرار نمی­گیرد. ازاین­رو، پژوهش حاضر در راستای بررسی چرایی این امر و با هدف شناسایی چالش­ها و محدودیت­ های استفاده از آن توسط کسب‌وکارهای گردشگری، بر اساس رویکرد کیفی و به‌­روش تحلیل مضمون انجام شده است و بنابراین، یک پژوهش کاربردی می­باشد. جامعه آماری، تمامی متخصصان بازاریابی، تولید محتوا و فعالان حوزه گردشگری بود که نیوزجکینگ را به­ درستی بشناسند و 8 تن از این خبرگان از طریق نمونه ­گیری نظری، انتخاب و حاضر به شرکت در پژوهش شدند. ابزار گردآوری داده­ ها، مصاحبه­ هایی عمیق بود که در مجموع مدت زمان آن برای هر فرد از 50 تا 70 دقیقه متغیر بودند و از طریق کدگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تحلیل قرار گرفتند تا مدل مفهومی پژوهش ارائه گردد. یافته ها در قالب چالش­ها و محدودیت­ های مربوط به 1) ماهیت خود نیوزجکینگ، 2) نیوزجکینگ در گردشگری ایران، 3) محدودیت ­های بیرونی کسب‌وکارهای گردشگری، 4) محدودیت­های درونی کسب‌وکارهای گردشگری و 5) چالش­های مربوط به واکنش مخاطبان تنظیم شد. در نهایت، پیشنهاداتی از جمله انتخاب خبر غیرمرتبط با گردشگری، تیمِ کاری خلاق و قوی، انتخاب پلتفورم مناسب، آگاه­سازی، آموزش و آرمان­گرا نبودن جهت رفع این محدودیت­ ها ارائه گردید.

توسعه پایدار گردشگری

پیشران های توسعه گردشگری خلاق با تأکید بر نقش برندسازی شهری استان کرمانشاه

صفحه 188-230

https://doi.org/10.22054/tms.2024.78166.2915

فاطمه یاری قلعه، نادر نادری، بیژن رضایی

چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشران‎های توسعه گردشگری خلاق با تأکید بر نقش برندسازی شهری در استان کرمانشاه انجام شده است. رویکرد حاکم بر پژوهش، آمیخته (کیفی-کمی) بود. در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و در بخش کمی نیز از روش پیمایشی بهره گرفته شد. جامعه مورد مطالعه بخش کیفی را کارشناسان و خبرگان حوزه گردشگری خلاق در استان کرمانشاه تشکیل دادند. با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‎برفی، تعداد 22 مصاحبه انجام و اشباع نظری حاصل گردید. در بخش کمی،  جامعه آماری شامل تمامی مدیران فعال در حوزه کسب‎و‎کارهای گردشگری به تعداد 284 نفر بود و با استفاده از جدول مورگان تعداد 163 نفر به‎عنوان نمونه انتخاب شدند. به­منظور اعتباربخش کیفی از معیار حساسیت پژوهشگران، انتخاب مشارکت‎کنندگان مناسب، درگیری طولانی‎مدت با موضوع و تأیید مشارکت‎کنندگان و برای پایایی نیز از کدگذاری مجدد و بررسی همکار استفاده گردید. در بخش کمی نیز از یافته‎های حاصل از بخش کیفی، پرسشنامه‏ای محقق‎ساخته با هدف بررسی میزان اهمیت عوامل شناسایی‎شده طراحی گردید که روایی محتوایی آن توسط اساتید دانشگاه و پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ (71 درصد) تأیید شد. تجزیه‎وتحلیل داده‎های آماری با استفاده از آزمون فریدمن در نرم‎افزار Spss25 انجام گرفت. نتایج تحلیل محتوای استقرایی طی سه رویه کدگذاری باز،کدگذاری ثانویه و مقوله‎ها، به شناسایی 153 کد اولیه، 17 کد مفهومی و 5 عامل منتج شد. بر اساس نتایج، پیشران‎های میراث فرهنگی و تاریخی، نهادها و سازمان‎ها و پیشران اجتماعی اولویت اول تا سوم را کسب نمودند و نیز محصولات خلاقانه، میراث غنی تاریخی و تنوع پتانسیل‏های شهری بالاترین اولویت را در بین مفاهیم حاصله کسب نمودند. پژوهش حاضر از دیدگاه طرف عرضه حوزه گردشگری خلاق با دیدی عمیق و موشکافانه به بررسی نقش برندسازی شهری در توسعه گردشگری خلاق و شناسایی پیشران‌های توسعه گردشگری خلاق پرداخته است.

مدیریت گردشگری

طراحی و اعتباریابی مدل خشنودی (شعف) مشتریان در صنعت هتلداری: پژوهش ترکیبی

صفحه 231-270

https://doi.org/10.22054/tms.2024.79395.2931

محسن سهرابی، احمد راه چمنی، رسول ثانوی فرد

چکیده هدف سنتی رضایت برای اطمینان از وفادار نمودن مشتریان کارایی نداشته و حرکت به سمت خشنودی مشتری (مشعوف کردن) برای هتل‌ها امری ضروری است. هدف این پژوهش، طراحی و اعتباریابی مدل خشنودی (شعف) مشتریان در صنعت هتلداری با استفاده از روش ترکیبی می‌باشد. در ابتدا با استفاده از نظریه داده‌بنیاد و به‌کارگیری روش نمونه‌گیری نظری و هدفمند با 30 نفر از خبرگان، مصاحبه‌های نیمه ساختارمند صورت گرفت؛ انجام مراحل سه‌گانه کدگذاری منجر به شناسایی 98 مفهوم و 25 مقوله‌ اصلی شد که در قالب مدل پارادایمی ارائه گردید. فرضیه‌های پژوهش با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری آزمون گردید و یافته‌های بخش کمی نشان دادند که مقوله ارزش درک‌شده خدمات، عامل علی و سبب‌ساز خشنودی مشتری می‌باشد که این مقوله‌ از طریق بهینه‌سازی فرایند مدیریت تجربه مشتری بر پیامدهای خشنودی (قصدهای رفتاری مثبت مشتری و ارتقای عملکرد هتل) تأثیرگذار خواهد بود. در این میان به‌منظور اجرای موفق راهبردهای خشنودی باید به فراهم بودن بستر فرهنگی (فرهنگ سازمانی، تعهد مدیریت به خشنودی و مشارکت مشتریان) و موانع خشنودی (افزایش انتظارات مشتری، افزایش هزینه‌های خشنود نمودن مشتریان و کاهش اثربخشی اقدامات خشنودکننده) توجه نمود.