دوره و شماره: دوره 19، شماره 68، زمستان 1403 
مدیریت گردشگری

گونه شناسی و اولویت بندی تعارض در توسعه گردشگری مقاصد با رویکرد ترکیبی متاسنتز و دلفی فازی

صفحه 1-48

https://doi.org/10.22054/tms.2024.80806.2955

میترا یاراحمدی، حمداله سجاسی قیداری، حمید شایان، سیامک سیفی

چکیده هنگامیکه گروه‌های ذینفع در مورد توسعه گردشگری، ادراکات و اهداف متفاوتی را دنبال نمایند، ممکن است بین ذینفعان، تعارض با زمینه های گوناگون ایجاد شود. لذا این مطالعه به بررسی مسئله تعارض در گردشگری میان ذینفعان، با بهره گیری از رویکرد روش شناسی ترکیبی، متاستنز و مدل تصمیم گیری چند معیاره پرداخته است. به این منظور با بهره گیری از روش متاستنز بر اساس تحلیل یافته های 37 مطالعه موجود، 30 پارامتر تعارض شناسایی و براساس نظر 15 نفر از متخصصان گردشگری، با بهره گیری از روش دلفی فازی، اولویت بندی شده است. نتایج نشان میدهد پارمترهای؛ ممانعت از توسعه فعالیت های گردشگری ناشی از وضع مقررات زیست ‌محیطی، توزیع ناعادلانه مزایای گردشگری و اختلاف نظر در اختصاص مشوق ها و امتیازات مالی به ذینفعان، مهم ترین زمینه های تعارض ذینفعان گردشگری است که مهم ترین علل بروز آن، تضاد منافع و نقض حقوق و منافع سایرین می باشد

توسعه پایدار گردشگری

مدل سازی عوامل موثر بر توسعه گردشگری خوراک با رویکرد فراترکیب

صفحه 49-80

https://doi.org/10.22054/tms.2024.80996.2962

علی اصغر مباشری، مسلم باقری، زهرا معاون، فاطمه شکاری

چکیده با توجه به اهمیت یافتن توسعه گردشگری خوراک به‌عنوان یکی از مهم‎ترین و رو به رشدترین گونه­های گردشگری در سال­های اخیر، مطالعه حاضر با هدف مدل­سازی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری خوراک طراحی و اجرا شد. این پژوهش از لحاظ هدف توسعه­ای و از لحاظ روش گردآوری و تحلیل داده­ها در دسته پژوهش­های کیفی قرار می­گیرد و با روش فراترکیب انجام شده است. با توجه به ماهیت روش فراترکیب، جامعه آماری پژوهش را مطالعات پیشین مرتبط با موضوع پژوهش تشکیل می­دهند که در این بین، با توجه به دسترسی به متن کامل و بررسی عنوان، چکیده و محتوای مقاله­های جست‌وجو شده، 45 منبع جهت استفاده در پژوهش انتخاب شد. جهت تحلیل داده­ها، روش تحلیل مضمون و جهت کنترل کیفیت تحلیل­ها، روش توافق درون موضوعی استفاده شد. به‌عنوان یافته­های پژوهش نیز عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری خوراک در قالب 6 مضمون اصلی یعنی عوامل زمینه­ای، عوامل مربوط به بازاریابی و فروش، عوامل مربوط به منابع انسانی، عوامل زیرساختی، عوامل مداخله­گر و اقدامات اجرایی دسته­بندی شدند. نتایج می­تواند دانش مدیران نسبت به عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری خوراک را افزایش داده و رهنمودهایی کاربردی برای مدیران، برنامه­ریزان و سیاست­گذاران توسعه گردشگری خوراک در سطوح مختلف ملی و منطقه­ای ارائه کند.

سامانه های اطلاعاتی

کاربردها و مزایای واقعیت‌ توسعه یافته در ‌جاذبه‌های گردشگری

صفحه 81-132

https://doi.org/10.22054/tms.2024.79726.2943

روح اله نوری، محمد محرابیون، سبا پارسائی

چکیده استفاده از فناوری‌های نوین در صنعت گردشگری، تأثیر مستقیمی در ایجاد مزیت رقابتی و جذب بیشتر گردشگر دارد. یکی از پیشرفت‌های فناورانه امروزه، فناوری‌های واقعیت ‌افزوده، مجازی و ترکیبی می‌باشند که به آن‌ها واقعیت توسعه‌یافته نیز گفته می‌شود. استفاده از این فناوری‌ها می‌تواند کمک شایانی به بازاریابی، افزایش تقاضا، رقابت‎پذیری مقاصد و جاذبه‌های گردشگری کند. این پژوهش به مرور نظام‌مند تحقیقات به‌منظور شناسایی کاربردهای واقعیت توسعه‌یافته در جاذبه‌های گردشگری و مزایای آن‌ها برای گردشگر و خدمات‌دهنده می‌پردازد. جســت‌و‌جوی نظام‌منــد بــا اســتفاده از پایگاه‌هــای علمــی وب‌آو‌ســاینس و گــوگل اســکالر انجــام شــد. ابتــدا، 140 سند بـه‌دســت آمــد که پس از گذشتن از فرایند غربالگری، ۶2 سند انتخــاب شــد. 13 کاربرد برای واقعیت توسعه‌یافته در جاذبه‌ها یافت شد که در 8 گروه طبقه‌بندی گردید: بازاریابی، بازسازی، تور مجازی اماکن دشوار یا غیرقابل بازدید، حفاظت از میراث ناملموس و آثار حساس یا در حال تخریب، افزایش جذابیت جاذبه با ایجاد حس حضور یا جذابیت بصری، مسیریابی، آموزش به کمک واقعیت ‌مجازی، داستان‌سرایی و یا بازی‌وارسازی، نمایش اطلاعات تکمیلی و یا مدل سه ‌بُعدی جاذبه‌ها. این پژوهش با ترسیم تصویری کلی از کاربردهای این فناوری در جاذبه‌ها، به مدیران صنعت گردشگری و سازمان‌های مدیریت مقصد کمک می‌کند تا شناخت بهتری از فناوری‌های واقعیت توسعه‌یافته و کاربردهای آن‌ها پیداکرده، مناسب‌ترین فناوری را انتخاب کنند و با بهبود کیفیت تجربه گردشگران، سبب افزایش نرخ بازگشت و سود خود شوند. همچنین می‌تواند راهنمایی برای پژوهشگران آینده در حوزه گردشگری باشد

جامعه شناسی گردشگری

طراحی و تبیین مدل مفهومی بازگشت گردشگران بر اساس تئوری نقشه سفر مشتری

صفحه 133-166

https://doi.org/10.22054/tms.2024.78963.2924

محمد علی سیاه سرانی کجوری

چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی و تبیین مدل مفهومی معیارهای تأثیرگذار بر بازگشت گردشگران بر اساس نقشه سفر مشتریان است، لذا این پژوهش از نوع آمیخته، اکتشافی و در قالب مطالعات مقطعی می‎باشد. در گام اول پژوهش از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته، شاخص‌های تأثیرگذار بر بازگشت گردشگران به بازارچه مرزی اینچه برون شناسایی و در طبقاتی قرار گرفتند. در این گام، جامعه آماری پژوهش شامل مشتریان، مسافران، صاحبان کسب‌وکار در بازارچه مرزی اینچه برون و کارشناسان و متخصصان دانشگاهی بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس تا رسیدن به اشباع نظری در مجموع 21 مصاحبه انجام و در نرم‌افزار MAXQDA20 پیاده‌سازی و با استفاده از روش تحلیل محتوا مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد گردشگران در سفر خود به بازارچه مرزی اینچه برون 47 نقطه تماس را به‎عنوان نقاط تأثیرگذار بر بازگشت مجدد خود لمس کردند که این نقاط بر اساس قرابت معنایی در 8 مقوله دسته‌بندی شدند. در گام دوم با استفاده از مدل‌سازی ساختاری تفسیری، مدل مفهومی پژوهش طراحی و ماتریس قدرت نفوذ-وابستگی استخراج شد. در این گام، جامعه آماری پژوهش شامل کارشناسان، متخصصان دانشگاهی و گردشگران بودند که به‎منظور طراحی مدل پژوهش، تعداد 17 پرسشنامه بین آن‌ها توزیع و جمع‌آوری شد. نتایج مرحله کمی نشان داد، مدل مفهومی بازگشت گردشگران به‎صورت چهار سطحی قابل ترسیم بوده که روابط بین این متغیرها و تحلیل آن‌ها بر اساس ماتریس قدرت نفوذ-وابستگی می‌تواند منجر به افزایش نرخ بازگشت گردشگران گردد. نتایج پژوهش نشان داد بازگشت گردشگران به مقاصد گردشگری تصمیم چندبُعدی و پیچیده است و تصمیم‌گیران این عرصه باید با دیدی کل‌نگر و همه‎جانبه این عوامل را با توجه به درجه اهمیت آن‌ها مدنظر قرار دهند.

برنامه ریزی گردشگری

پیش‌بینی کیفیت زندگی ساکنان مقاصد گردشگری از طریق گردشگری مسئولیت‌پذیر

صفحه 167-206

https://doi.org/10.22054/tms.2024.79911.2940

سید مصطفی کاظمی، لاله صالحی، فیض الله منوری فرد

چکیده گردشگری مسئولیت‌پذیر به‎عنوان یک راهبرد اثربخش در دست‌یابی به اهداف توسعه‌ پایدار، کاهش فقر و در نتیجه بهبود کیفیت زندگی ساکنان مناطق روستایی شناخته شده است. بااین‌حال، ابعاد مختلف گردشگری مسئولیت‌پذیر نمی‌توانند دارای اثر یکسانی بر ابعاد مختلف کیفیت زندگی باشند که در پژوهش‌های پیشین مورد توجه چندانی قرار نگرفته است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی چگونگی اثرگذاری ابعاد گردشگری مسئولیت‌پذیر بر ابعاد مختلف کیفیت زندگی ساکنان مقاصد هدف گردشگری در روستاهای شهرستان خرم‌آباد بود (20750 = N).  حجم نمونه‌ی آماری با استفاده از «پاور آنالایسیس» برای رگرسیون خطی با سه متغیر مستقل و «قدرت برآورد شده‌ معادل 98/0»، 254 نفر تعیین شد که با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای متناسب با حجم در دو دهستان «مرکزی» و «پاپی» انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها یک پرسشنامه محقق‌ساخته بود که روایی و پایایی آن با استفاده از محاسبه‌ آلفای کرونباخ، میانگین واریانس استخراجی و پایایی ترکیبی تأیید شد. داده‌ها در محیط نرم‌افزارهای SPSSVer27 و Smart-PLS 4.01 تجزیه‌وتحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که مطابق انتظار، ابعاد سه‌گانه‌ گردشگری مسئولیت‌پذیر دارای اثرات متفاوت بر ابعاد مختلف کیفیت زندگی ساکنان روستاهای هدف گردشگری است؛ به‌طوری‌که کیفیت زندگی مادی تنها به‌طور مثبت و معناداری تحت تأثیر مسئولیت‌پذیری اقتصادی گردشگران قرار می‌گیرد ( ) و ابعاد اجتماعی ( ) و زیست‌محیطی ( ) تأثیر معناداری بر آن نداشته‌اند. در نهایت، نتایج پژوهش یک ساختار تجربی کنترل‌شده برای برنامه‌ریزی‌های توسعه‌ روستایی از طریق توسعه گردشگری مسئولیت‌پذیر فراهم کرده است.

سامانه های اطلاعاتی

ارائه الگوی تصویر ذهنی مثبت با تاکید بر فناوری دیجیتال در حوزه گردشگری استان اردبیل

صفحه 207-240

https://doi.org/10.22054/tms.2024.79975.2942

علی علایی، حکیمه نیکی اسفهلان، حسین بوداقی خواجه نوبر

چکیده هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی تصویر ذهنی مثبت با تاکید بر فناوری دیجیتال درحوزه گردشگری استان اردبیل بود. این تحقیق از نوع بنیادی، اکتشافی و کیفی بود. جامعه‌آماری شامل کلیه خبرگان، اساتید دانشگاهی مدیریت و گردشگری و کارشناسان حوزه گردشگری استان اردبیل بودند که با توجه به نمونه در دسترس و هدفمند، تعداد 35 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با روش سه دوری دلفی (تولید ایده، کاهش اقلام و تأیید نهایی مدل) انجام شد و با استفاده از ضریب هماهنگی کندال اشمیت تجزیه و تحلیل شده و رتبه‌بندی گردیدند. نتایج تحقیق نشان داد که الگوی نهایی تصویر ذهنی مثبت با تاکید بر فناوری دیجیتال در حوزه گردشگری استان اردبیل شامل 23 شاخص و 3 بعد تصویر معنایی (8 شاخص)، تصویر فیزیکی (7 شاخص) و تصویر اجتماعی (8 شاخص) می‌باشد.

اقتصادو بازاریابی

الگوی نوآوری خدمات در صنعت گردشگری سلامت با تمرکز بر دوران پساکرونا

صفحه 241-288

https://doi.org/10.22054/tms.2024.80502.2961

سحر باستانی، مهرداد حسینی شکیب، عباس خمسه

چکیده هدف این پژوهش، ارائه الگوی نوآوری خدمات در صنعت گردشگری سلامت با تمرکز بر دوران پساکرونا بود. این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و با استفاده از رویکرد آمیخته انجام شد. در بخش کیفی، از روش تحلیل مضمون استفاده شد. متعاقباً، با روش دلفی و با بهره‌گیری از نظرات 15 نفر از خبرگان صنعت گردشگری عوامل اختصاصی شناسایی شد. در بخش کمی، داده‌ها گردآوری شده و با روش تحلیل عاملی تاییدی ، به اعتبارسنجی مدل کیفی پرداخته شد. یافته‌های نهایی پژوهش، 46 شاخص در قالب 6 بعد را نشان داد که به ترتیب اهمیت عبارتند از: حساسیت و تنوع فرهنگی در گردشگری سلامت، خدمات بیمارمحور، نوآوری‌های تکنولوژیکی، اقدامات ایمنی پس از کرونا، چارچوب نظارتی و ابتکارات زیست‌محیطی مسئولانه در گردشگری سلامت. بر اساس یافته‌ها، این پژوهش، توسعه و اجرای چارچوب نوآوری خدمات در صنعت گردشگری سلامت، با تمرکز بر پرداختن به چالش‌ها و فرصت‌های پس از کرونا را پیشنهاد می‌کند.

برنامه ریزی گردشگری

الگوی ساختاری ـ تفسیری عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری خلاق مبتنی بر میراث ورزشی

صفحه 289-330

https://doi.org/10.22054/tms.2024.81319.2969

رضا حیدری، محمد کشتی دار، مرتضی عظیم زاده، مهدی طالب پور، هایوانتی رامکیسون

چکیده این پژوهش با هدف شناسایی و سطح‌بندی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری خلاق مبتنی بر میراث ورزشی انجام شد. روش پژوهش، ساختاری ـ تفسیری بود و از مطالعات کتابخانه‌ای، مصاحبه و پرسشنامه به‌عنوان ابزارهای جمع‌آوری اطلاعات استفاده شد. بر اساس نتایج، 13 عامل مؤثر شناسایی و در شش سطح طبقه‌بندی شدند.عوامل زیست‌محیطی و جاذبه‌های گردشگری در سطح اول قرار گرفتند. در سطح دوم، عوامل اجتماعی و فرهنگی، زیرساخت‌ها، تعاملات بین‌المللی و بازاریابی طبقه‌بندی شدند. عوامل تکنولوژی و فناوری، آموزش و پژوهش در سطح سوم و عامل اقتصادی به‌تنهایی در سطح چهارم قرار گرفت. عوامل مدیریت و منابع انسانی در سطح پنجم و در نهایت، عوامل سیاسی، قانونی و حکمرانی در سطح ششم قرار گرفتند. این مدل نشان داد که با وجود اینکه عوامل سیاسی، قانونی و حکمرانی در پایین‌ترین سطح قرار دارند، به‌دلیل اهمیت بالای آنها در توسعه گردشگری خلاق، باید به‌عنوان اولویت اول در توسعه مد نظر قرار گیرند.

توسعه پایدار گردشگری

برآورد ارزش تفرجگاهی تالاب‌ها با استفاده از روش ارزش‌گذاری مشروط (مطالعه موردی: تالاب چغاخور استان چهارمحال و بختیاری)

صفحه 331-362

https://doi.org/10.22054/tms.2024.80495.2949

لیلا فعال دستگردی، غلامحسین مرادی، حبیب انصاری سامانی

چکیده صنعت گردشگری یکی از بزرگ‌ترین منابع رشد اقتصادی در هر منطقه است. برای بیان اهمیت گردشگری و تبدیل آن‌ به ارزش‌های پولی لازم است جاذبه‌های گردشگری با استفاده از روش‌های مناسب ارزش‌گذاری شوند. در مطالعه حاضر، ارزش تفریحی تالاب چغاخور استان چهارمحال و بختیاری با استفاده از روش ارزش‌گذاری مشروط برآورد شده و عوامل مؤثر بر تمایل به پرداخت با استفاده از الگوی لاجیت مورد بررسی قرار گرفته است. به این منظور ابتدا حجم نمونه بر اساس روش کوکران تعیین شد و سپس داده‌ها از طریق پرسش‌نامه و مصاحبه حضوری جمع‌آوری شدند. نتایج نشان داد که متغیرهای «درآمد»، «شغل»، «فصل»، «هدف اصلی بازدید» و «حداکثر مبلغ پیشنهادی» تأثیر معنی‌داری بر تمایل به پرداخت افراد دارند. هم‌چنین، متوسط تمایل به پرداخت برای هر بازدیدکننده 30،000 تومان در ماه است و ارزش تفریحی سالانه تالاب معادل 1،956،521 تومان در هر هکتار است که نشان‌دهنده اهمیت بالای تالاب برای بازدیدکنندگان است.

برنامه ریزی گردشگری

نقش معماری اقامتگاه های بوم گردی در رضایتمندی و وفاداری گردشگران (نمونه موردی: استان خراسان شمالی)

صفحه 363-410

https://doi.org/10.22054/tms.2024.80597.2951

نسترن نصیری، رضا مرادپور

چکیده اقامتگاه‌های بوم‌گردی به عنوان یکی از اجزای اصلی اکوتوریسم، نقش مهمی در دستیابی به اهداف آن ایفا می‌کنند. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی نقش معماری اقامتگاه‌های بومگردی در رضایت بوم‌گردان و وفاداری آنها در استان خراسان شمالی است. پژوهش حاضر از راهبرد پیمایشی و همسبتگی استفاده کرده است. جامعه مورد مطالعه، شامل بوم‌گردان خراسان شمالی بوده و نمونه 128 نفر بوده است. یافته‌ها نشان داد که مقادیر میانه در همه متغیرها، به طور معناداری از میانه موردانتظار پایین‌تر بوده که نشان‌دهنده شکاف بین تجربه بومگردان از اقامتگاه‌ها و انتظارات آنهاست. همه ویژگی‌ها و عناصر معمارانه اقامتگاه به جز یک مورد، با متغیرهای رضایت، تمایل به بازگشت دوباره و تمایل به توصیه اقامتگاه به دیگران، رابطه مستقیم معنادار داشتند. میانگین نمره برخی متغیرها در زنان به طور معناداری کمتر از مردان بود. میانگین نمرات بسیاری از متغیرها در بین سطوح مختلف تحصیلات و سطوح مختلف نوع سفر، تفاوت معناداری نشان داد.