شناسه علمی نشریه،سال هجدهم، شماره62، پاییز 1402
چکیده
تحلیل مضامین عقلانیت در سند چشم انداز توسعه میراث فرهنگی و گردشگری کشور
صفحه 7-36
https://doi.org/10.22054/tms.2023.72287.2804
مرتضی احمدی، محمود ضیائی، رضا واعظی، غلامرضا کاظمیان
چکیده این پژوهش با هدف شناسایی عقلانیت حاکم بر سند چشم انداز گردشگری ایران صورت گرفته است. برنامه ریزی گردشگری به دلیل تحولات حوزه پارادایم های فلسفی و جامعه شناختی در دهه های اخیر، تغییرات قابل توجهی را تجربه نموده است. پژوهش حاضر مبتنی بر معرفت شناسی تفسیری می باشد و به لحاظ روش شناسی در زمره پژوهش های کیفی قرار می گیرد. برای گردآوری و تحلیل داده های تحقیق از مطالعات آرشیوی و روش تحلیل مضمون با هدف اکتشافی استفاده شد. بر اساس یافته های تحقیق، عقلانیت ابزاری با 48 مضمون از میان 71 مضمون شناسایی شده و نظریه متناظر با آن یعنی برنامه ریزی خردگرا بر سند چشم انداز گردشگری حاکم بوده است. همچنین شاهد سهم ناچیز مضامین سایر انواع عقلانیت در میان مضامین احصاء شده می باشیم. با مقایسه سهم هر یک از انواع عقلانیت آشکار گردید که عقلانیت هماهنگ ساز در سند یاد شده مغفول مانده است.
استخراج تجربیات بیادماندنی گردشگران از مقاصد گردشگری روستایی (مورد مطالعه: شهرستانهای مشهد، نیشابور و طرقبهشاندیز)
صفحه 37-84
https://doi.org/10.22054/tms.2023.72990.2812
زهرا سلیمانی، حمداله سجاسی قیداری، حمید شایان، سیامک سیفی
چکیده گردشگران در هنگام سفر، بدنبال کسب تجربیات بیادماندنی هستند و اغلب تصمیمات آنها تحت تاثیر همین تجربیاتی که از مقصد کسب کردهاند، قرار میگیرد. ازاینرو با هدف استخراج تجربیات بیادماندنی گردشگران از مقاصد روستایی از رویکرد شناختی زیمت استفاده شد. براساس اشباع نظری با 35 نفر از گردشگرانی که به روستاهای گردشگری شهرستانهای مشهد، نیشابور و طرقبهشاندیز سفر کرده و درگیری ذهنی بیشتر از 83 با این مقاصد داشتند، مصاحبه صورتگرفت. به طورکلی 9 سازه پایه و 11 سازه نهایی استخراج گردید، پرتکرارترین سازه پایه، «چشمانداز طبیعی و بکر روستا» بود که تجربیات بیادماندنی مانند «سکوتوآرامش»، «احساس شادابی و رهایی» و «لذتبخش بودن» را در گردشگران ایجادکردهاست. ادبیات نظری در زمینه تجربیات بیادمادندنی از مقاصد روستایی بسیار محدود میباشد، لذا این مطالعه درک جدیدی در رابطه با نحوه شکلگیری تجربیات بیادماندنی از مقاصد روستایی ارائه میدهد که مورداستفاده مدیران مقاصد روستایی برای جلب وفاداری و جذب بیشتر گردشگران قرارمیگیرد.
نقش مدیریت ارتباط الکترونیک با مشتری در تسهیل انتخاب مقصد گردشگری (مورد مطالعه: دفاتر خدمات مسافرتی فعال در تهران)
صفحه 85-122
https://doi.org/10.22054/tms.2023.68561.2840
نیلوفر یزدی اسماعیلی، زهرا نادعلی پور
چکیده امروزه، مشتری مداری یکی از مهمترین شاخصهای بازاریابی درنظام گردشگری است. از سوی دیگر، یکی از به روزترین و کارآمدترین برنامهها یا راهبردهای جذب، حفظ و جلب رضایت مشتری، مدیریت ارتباط الکترونیک با مشتری است. از اینرو، شناخت نقش مدیریت ارتباط الکترونیک با مشتری در تسهیل انتخاب مقصد از نگاه مدیران و کارشناسان ارشد بازاریابی دفاتر خدمات مسافرتی فعال در تهران، هدف اصلی این پژوهش میباشد. پژوهش حاضر، از نوع کیفی و با هدف ارائه مدل تبیینکنندۀ نقش مدیریت ارتباط الکترونیک با مشتری در تسهیل انتخاب مقصد با استفاده از نظریۀ داده بنیاد انجام شد. به همین سبب، در انتخاب نمونۀ آماری از نمونهگیری هدفمند غیر احتمالی استفاده شد. در این پژوهش، استفاده از ابزارهای روش گراندد تئوری مثل تقطیع دادهها، کدگذاری باز و کدگذاری محوری به شناسایی شش مقولۀ اصلی شرایط علی، موضوع محوری، شرایط زمینهای یا محیطی، شرایط مداخلهگر، راهبردها و پیامدها انجامید.
طراحی مدل هوشمندی برند در استارتآپهای گردشگری: رویکردی آمیخته
صفحه 123-159
https://doi.org/10.22054/tms.2023.73204.2832
مریم ورمقانی، عظیم زارعی، داوود فیض، مرتضی ملکی مین باش رزگاه
چکیده هدف از انجام این پژوهش ارائه مدل هوشمندی برند گردشگری در استارتآپهای گردشگری و آزمون اعتبار آن مدل بود. در بخش کیفی از رویکرد نظریه دادهبنیاد استفاده شد. در این بخش، با استفاده از روش نمونهگیری گلولهبرفی با 6 نفر از اساتید دانشگاه و 18 نفر از مدیران برند استارتآپهای گردشگری مصاحبه شد. در بخش کمی، جامعه آماری شامل مدیران و کارکنان استارتآپهای گردشگری بودند. با استتفاده از روش نمونهگیری خوشهای ساده در نهایت 384 پرسشنامه جمعآوری شد. در این بخش، برای تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. طبق نتایج، عوامل ساختاری، مدیریتی و محتوایی داخلی و خارجی (شرایط علّی) بر هوشمندی برند گردشگری تأثیرگذار هستند. یافتهها تأثیر هوشمندی برند، عوامل زمینهای (آگاهی اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی و سیاسی) و عوامل مداخلهگر (عوامل فرهنگی، منابع انسانی، مالی و فناورانه) بر راهبردها و تأثیر این راهبردها بر پیامدهای هوشمندی برند را تأیید کردند.
ارائه مدل بازاریابی دیجیتال در صنعت گردشگری پزشکی ایران
صفحه 161-202
https://doi.org/10.22054/tms.2023.73715.2837
سید محسن لطفی آشتیانی، لیلا اندرواژ، ابراهیم آلبونعیمی
چکیده پژوهش حاضر از نظر هدف در حیطه تحقیقات توسعهای میباشد که با روش کیفی انجام میشود. جامعه آماری در فاز کیفی شامل مدیران شرکت های تسهیل گر گردشگری پزشکی و مدیران بخش پذیریش بیماران بین المللی بیمارستان های شهر تهران میباشد که از این میان 15 نفر به صورت هدفمند غیرتصادفی بعنوان انتخاب شدند. ابزار اصلی گردآوری دادهها، مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته است. تحلیل دادههای کیفی با روش نظریه داده بنیاد و با استفاده از نرم افزار MAXQDA انجام شد. جامعه آماری در بخش کمی شامل کلیه مراجعهکنندگان به بیمارستانهای شهر تهران میباشد (جامعه نامحدود) که بر این اساس با استفاده از جدول مورگان نمونهای متشکل از 384 نفر انتخاب شد. گردآوری دادهها در بخش کمی با استفاده از پرسشنامه و تحلیل دادهها با روش حداقل مربعات جزئی انجام شد.
پیشبینی قصد خرید اخلاقی محصولات پایدار در مدلکسبوکار دایرهای از طریق رفتار مشتریان/گردشگران با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی(ANN)
صفحه 203-240
https://doi.org/10.22054/tms.2023.72626.2808
آمنه خدیور، مریم گلستانی، فهیمه گلشنی
چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر این است که قصد خرید اخلاقی محصولات پایدار در مدلکسبوکار دایرهای را از طریق رفتار مشتریان/گردشگران با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی(ANN) پیشبینی کند. جامعه آماری پژوهش حاضر، مشتریان/گردشگرانی هستند که از محصولات/ خدمات رستوران گارگوپ استفاده نمودهاند. نمونهگیری بر اساس جدول مورگان انجام شده و 384 نفر از طریق پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفتهاند. نتایج حاکی از آن است که هر قدر متغیرهای ورودی شامل نگرش(تمایل به پرداخت پول بیشتر، نگرش نسبت به مدلهای کسبوکار دایرهای) ارزش درک شده(ارزش اجتماعی، ارزش عملکردی و ارزش و آگاهی(آگاهی از محصول/خدمت اخلاقی و آگاهی از برند) مقدار بالاتری داشته باشند، انتظار میرود قصد خرید اخلاقی نیز قویتر باشد. پژوهش حاضر با بررسی عوامل رفتاری مشتریان به مجموعه ادبیات مربوط به مدلهای کسبوکار دایرهای و همچنین توسعه پایدار کمک میکند.
تحلیل مؤلفههای توسعه گردشگری اجتماعمحور در مناطق روستایی؛ مطالعه موردی: شهرستان های مریوان و سروآباد
صفحه 241-268
https://doi.org/10.22054/tms.2023.73671.2838
حجت ورمزیاری، مرضیه فتحی، خلیل کلانتری، محمد آصف شایق
چکیده یکی از اهداف گردشگری اجتماع محور، ایجاد منافع برای جامعة محلّی است. با وجود این درکشورهای در حال توسعه، تحقق آن با مشکلاتی همراه بوده است. در این راستا، مطالعه حاضر با هدف تحلیل مؤلفههای توسعه گردشگری روستایی با رویکرد اجتماعمحور انجام شد. جامعه آماری این تحقیق، روستائیان بالای 15 سال روستاهای هدف گردشگری شهرستانهای مریوان و سروآباد استان کردستان بود. بهمنظور تحلیل دادهها از آماره های توصیفی و استنباطی از جمله مقایسه میانگین و تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. یافتههای تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد بهترتیب مؤلفههای «شمولگرایی و شبکهسازی افقی»، «توانمندسازی و تقویت زیرساختها»، «نوآوری باز و تقاضامحوری»، «حفظ اصالت محلی» و «انتفاع و مشارکت عادلانه» از مهمترین مؤلفههای توسعه گردشگری اجتماعمحور در نواحی روستایی بهشمار میرود. این مطالعه میتواند نقش عمدهای در ارائه بینش صحیح، در زمینه چگونگی ارتقاء مشارکت جوامع محلّی در صنعت گردشگری و انتفاع آنها داشته باشد.
